فناوری Low-code چیست؟

مفهوم «Low-code» در چند سال اخیر به یک عبارت محبوب در عرصه فناوری تبدیل شده است، اما واقعاً این مفهوم در صنعت نرم‌افزار به چه معناست؟
در چند سال اخیر، «Low-code» به‌عنوان محبوب‌‌ترین مفهوم در حوزه فناوری مطرح‌شده است. این محبوبیت در صنعت نرم‌افزار باعث شده تا شرکت‌های بزرگ و حتی استارتاپ‌‌ها، به بازاریابی پلتفرم‌هایی با عنوان Low-code اقدام کنند، تا از این طریق بتوانند خودشان را با روندهای جدید همراه سازند.
هدف نهایی فناوری Low-code این است که به شرکت‌ها کمک کنند تا اپلیکشین‌ها را سریع‌تر و با اتلاف وقت کم‌‌تری نسبت به راه‌های دیگر، طراحی کرده و به بهره‌برداری برسانند. به‌این‌ترتیب، آن‌ها به سازمان‌های‌‌ استفاده‌‌کننده، امکان ایجاد کنترل بهتر و دید گسترده‌تری نسبت به گردش ‌کار کسب‌وکارشان را می‌‌دهد و کارایی و توان عملیاتی‌‌شان را افزایش می‌‌دهد.
اما واقعیت این است که همه این پلتفرم‌های به‌اصطلاح Low-code، مثل هم کار نمی‌کنند، حتی در برخی موارد، تفاوت‌‌های جدی دارند. این امر به خصوص در میزان کد موردنیاز برای طراحی یک اپلیکیشن وجود دارد و بنابراین بر اساس نوع پلتفرم، میزان «کم بودن» در عبارت «Low-code»، به‌شدت نسبی است.
با توجه به این مسئله، برای کسانی که علاقه‌مندند تا از این فناوری استفاده کنند، بررسی تاریخچه این فناوری و درک صحیح از مسیر تکامل آن و نیز تفاوت بین پلتفرم‌های مختلف Low-code موجود در بازار حیاتی است. در این حالت می‌توانید به‌درستی پلتفرم‌ها را شناسایی کرده و مورد ارزیابی قرار دهید و بر این اساس مناسب‌ترین Low-code را برای سازمان‌‌تان مورداستفاده قرار دهید.

مقدمه‌ای بر فناوری Low-code

تاریخچه سیستم‌های مدیریت وب‌سایت به‌خوبی به ما نشان می‌دهد که فناوری Low-code چگونه ظهور کرد و چطور فراگیر شد. حدود ۱۰ سال پیش، وب‌سایت‌ها از صفر و با استفاده از کدنویسی دستی توسعه داده می‌‌‌شدند. هم‌‌زمان با حرکت به سمت دیجیتالی شدن، سازمان‌‌ها دریافتند که تکیه‌بر برنامه‌نویسی دستی برای طراحی وب‌سایت‌ها، مشکلات جدی برای آن‌‌ها ایجاد می‌‌کند.
ساخت و طراحی سریع یک وب‌‌سایت جدید، یا ایجاد تغییرات تکراری و ساده، زمان بسیار زیادی می‌گرفت و نیازمند منابع زیادی بود و پیچیدگی‌های غیرضروری ایجاد می‌کرد. همین مسئله باعث شد تا فناوری سامانه‌های مدیریت محتوا، مانند وردپرس (WordPress) و اسکوئراسپیس (Square Space) اوج بگیرند.
این سیستم‌ها، چالش‌‌های طراحی و مدیریت وب‌‌سایت را کاهش دادند و هم‌‌چنین این کار را با حذف نیاز به کد نویسی دستی، ساده‌تر و بهینه‌تر کردند. در عوض، کاربران به‌راحتی می‌توانند با استفاده از ابزارهای بصری و Drag-and-drop، وب‌سایت مدنظرشان را طراحی و اصلاح کنند. شبیه به همین داستان، پیشرفت در صنعت نرم‌افزار هم باعث شد تا تقاضا و بازاری برای فناوری Low-code در این صنعت ایجاد شود. نتیجه نسل اول سرویس‌های ابری Saas، نسلی است که حالا زمان کمتری برای طراحی، به‌روزرسانی و شخصی‌سازی یک اپلیکیشن نیاز دارد، چون ساخت و مدیریت این نرم‌افزارها ساده‌تر و بهینه‌تر است و هم‌چنین به منابع کمتری نیاز دارد.

Low-code چیست؟

فورستر (Forrester) در سال ۲۰۱۴ اقدام به بررسی طبقه‌بندی پلتفرم Low-code کرد. آن‌ها Low-code را این‌گونه تعریف کردند: «پلتفرم‌هایی که می‌توانند به‌سرعت، اپلیکیشن یک کسب‌وکار را تقریباً بدون نیاز به کدنویسی دستی و با کم‌‌ترین سرمایه‌گذاری اولیه، آموزش و پیاده‌‌سازی، راه‌اندازی کنند.»
این تعریف فورستر به ما کمک می‌کند که تشخیص دهیم چه چیزی واقعاً یک Low-code است. در بسیاری تعاریف، تمرکز بر میزان کدنویسی موردنیاز برای توسعه سریع یک اپلیکیشن وجود دارد. بخش دیگری از این بحث‌ها نیز شامل راحتی نسبی، کارایی و سرعت و پوشش کامل و جامع فرآیندها می‌‌شود. با استفاده از این معیارها، می‌‌توان بین پلتفرم‌های Low-code، تمایز قایل شد. در این حوزه دو دسته‌‌بندی وجود دارد.

Less-code در برابر Low-code
دو نوع پلتفرم برای اپلیکیشن‌ها وجود دارد، «Less-code» و «Low-code». هردوی این‌ها طوری طراحی شده‌‌اند که نوع خاصی از نیازها را برطرف کنند. با شناخت کاربران هرکدام از این پلتفرم‌ها، شما می‌توانید تفاوت این دو را درک کنید.
همان‌طور که از نام آن‌‌ها پیداست، Less-code نیاز به کدنویسی کم‌‌تری نسبت به روش‌های سنتی دارد. این امر به این معنا است که این پلتفرم‌ها، نسبت به پلتفرم‌‌های Low-code، نیازمند کدنویسی به نسبت بیشتری هستند. درنتیجه، کاربران پلتفرم‌های Less-code نیاز دارند تا از دانش برنامه‌نویسی و فنی سطح بالایی برخوردار باشند تا بتوانند اپلیکیشن‌ها را طراحی کرده و توسعه دهند.
برخی از سرویس‌دهندگان Less-code، نمونه‌هایی بر پایه مدل‌های از پیش‌‌آماده و با قابلیت‌ تنظیمات بصری را ارائه کرده‌‌اند، اما این توانایی‌ها بسیار ابتدایی بوده و معمولاً بخش کوچکی از نیاز به برنامه‌نویسی را برطرف می‌کنند.
با توجه به ماهیت این سیستم‌ها، توسعه‌دهندگان نرم‌افزارها، بخش اعظمی از کاربران این پلتفرم‌‌ها را تشکیل می‌دهند. بدیهی است که اگر شرکت‌ها به حد کافی به برنامه‌نویسان خبره دسترسی نداشته باشند و یا نتوانند دستمزد آن‌ها را بپردازند، پلتفرم‌‌های Less-code نمی‌تواند سرعت مدنظر آن‌‌ها را تأمین کند.
پلتفرم‌‌های Low-code واقعی برای کاربری تجاری حرفه‌ای، متخصصان فرآیند و فناوری اطلاعات طراحی‌شده است. برخلاف پلتفرم‌های Less-code، این پلتفرم‌‌ها با استفاده از Drag-and-drop، کدنویسی دستی را از چرخه خارج کرده‌‌اند. برخی از سیستم‌های Low-code پیشرفته حتی می‌توانند با تلفن‌های همراه هم سازگار بوده و نیز اتوماسیون گردش کار هوشمند و نقاط اتصال سریعی برای به اشتراک-گذاری اطلاعات با سیستم‌های موجود را ایجاد کنند.
با توجه به افزایش تقاضا برای اپلیکیشن‌های تجاری و کمبود استعدادها برای برنامه‌نویسی به سبک سنتی در دنیا، سیستم‌های Low-code، مفهوم واقعی پلتفرم طراحی نرم‌افزار هستند و انتظارات مشتریان را به بهترین شکل برطرف می‌کنند.
پس از درک شیوه کارکرد این دو نوع پلتفرم‌‌، سازمان‌‌ها بایستی بررسی کنند که چه نوع پلتفرمی( Low-code یا Less-code) برای آن‌ها بهترین انتخاب است و از این طریق می‌‌توانند جواب‌‌گوی نیازهای کاربران و سازمان‌‌شان باشند.

رشد پلتفرم‌‌های Low-code

جدیدترین تحقیقات نشان می‌‌دهد که یک فناوری Low-code واقعی می‌تواند بزرگ‌ترین چالش‌‌ها و ابهامات مدیران اجرایی فناوری اطلاعات و کسب‌وکار را برطرف کند. برخی از مهم‌‌ترین چالش‌‌های بیان شده، عبارتند از: یکپارچگی با دیگر نرم‌افزارها، توانایی شخصی‌سازی و تغییر مقیاس، توانایی استفاده از طریق موبایل.
با بهبود روند کارایی این پلتفرم‌‌ها، قطعاً پلتفرم‌‌های Low-code فراگیرتر خواهند شد. بر اساس بررسی‌‌های انجام شده، در حال حاضر حدود ۳/۱ از مدیران از این فناوری استفاده می‌کنند. از طرفی ۴۳ درصد مدیران هم علاقه‌مند به استفاده از پلتفرم Low-code هستند. متخصصان بر این باور هستند که این فناوری به زودی در سازمان‌‌ها فراگیر می‌‌شود.
فورستر پیش‌بینی می‌کند که ارزش بازار اپلیکیشن‌‌های Low-code از ۳ میلیارد دلار در حال حاضر به ۱۵ میلیارد در سال ۲۰۲۰ خواهد رسید. اما هم‌‌چنان که محبوبیت و کارایی آن افزایش میابد، لازم است که شرکت‌ها برای انتخاب بین این روش‌ها بیشتر تأمل کنند.
قدم اول این است که نوع مخاطبان سازمان خود را مشخص کنید، کدام‌یک از نیازهای فعلی Low-code در شرکت شما وجود دارد و چه مقدار منابع برای این کار در دسترس شماست. به‌این‌ترتیب، بررسی تفاوت‌های بین خدمات پلتفرم‌های Low-code و Less-code، شما را برای شناخت بهتر عملکرد انواع مختلف Low-codeهای موردنیازتان یاری می‌کند و همچنین به شما کمک می‌کند که تا تشخیص دهید چه نوع پلتفرمی برای شرکت شما سودآوری بیشتری خواهد داشت.

منبع: information-age

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *