ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی
ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی

توئیتر: چالش های جدید کپی رایت در عصر اینترنت،قسمت دوم

توئیت ها چالش‌های منحصر به فردی برای اعمال قانون کپی رایت محسوب می‌شوند. تحت سیاست کپی رایت توئیتر، کاربران توئیتر مالک توئیت های خود هستند بنابراین کاربران، نه توئیتر، حق شکایت برای نقض کپی رایت را دارا هستند. هر توئیت با این حال باید عناصر کپی رایت را دارا باشد: یک توئیت باید اصیل باشد و به عنوان یک اثر ادبی با توجه به قانون شناخته شود، همچنین باید  به شکل ملموسی تثبیت یابد.  این بخش ابتدا این شروط را بررسی می‌کند که آیا اساساً توئیت ها قابل حمایت توسط کپی رایت هستند؟  و همچنین چالش‌های خاصی را که کاربران توئیتر در جستجوی حمایت کپی رایتی دنبال می‌کنند را بررسی می‌کند. در نهایت این بخش به مشکلات اجرای حقوق تحت قانون کپی رایت و مشکلات شکایت و پیگیری نقض حق می‌پردازد.

همان‌گونه که اشاره کردیم اولین معیار برای این که اثری تحت حمایت کپی رایت قرار گیرد اصیل بودن آن است. استاندارد اصالت مستلزم آن است که اثر به طور مستقلی توسط یک مؤلف ایجاد شده باشد و حداقل درجه‌ای از خلاقیت داشته باشد.

در ابتدا باید گفت به دلیل این که کاربران توئیتر مالک توئیت های خود هستند کاربران، نه توئیتر، مؤلف محسوب می‌شوند. تحت تعریف قانون کپی رایت از اصالت، تا زمانی که یک توئیت از منبع دیگری کپی نشده است می‌توان آن را اثری مستقل و متعلق به کاربر توئیتر قلمداد کرد.

هر سه توئیتی که در ابتدای متن آوردیم  شرط ایجاد شدن به طور مستقل را دارا هستند. مشکل اساسی با توئیت ها با این حال این است که آن‌ها اغلب حاوی کلمات و عبارات روزمره هستند. عباراتی که استفاده‌ی گسترده‌ی عمومی از آن‌ها صورت می‌گیرد واجد شرایط اثر مستقل نیست. برای مثال در دعوای شرکت موسیقی Acuff-Rose  علیه شرکت Josten دادگاه متوجه شد که عبارت ” اگر شما چیزی را تحمل نکنید برای هر چیزی سقوط می‌کنید” استفاده‌ی گسترده‌ای داشت و بعید بود که این عبارت به طور مستقل توسط نویسنده ایجاد شده باشد. همچنین در یکی دیگر از توئیت هایی که در ابتدای متن اشاره شد و به این شکل شروع شده بود که “سلام من در جلسه هستم…” از عبارات و اصطلاحات متداولی استفاده شده است و بدین جهت بسیار بعید است که این توئیت واجد شرایط خلق مستقل باشد.

توئیت هایی که به طور مستقل ایجاد شده‌اند باید دارای کمی خلاقیت نیز باشند. اگرچه میزان خلاقیت مورد نیاز بسیار کم است ولی همه‌ی توئیت ها این استاندارد را دارا نیستند.  یک اثر باید برخی جرقه‌های خلاقیت را دارا باشد و فرقی نمی‌کند که آن آشکار باشد یا پنهان.  برای مثال، یکی از توئیت هایی که در آغاز متن آورده شد ( اگر من خدا بودم، ماه در دستان من بود و در دریای آرامش برای تو متنی عاشقانه می نگاشتم) شامل بیان منحصر به فردی از کلمات بود که به شکل شعر بود و واجد عنصر خلاقیت بود. از طرف دیگر توئیتی که اعلام می‌کرد “من در جلسه هستم…” فاقد این استاندارد بود. این توئیت عبارات عمومی‌ای را در برداشت که بیش از اندازه بی اهمیت هستند تا بتوانند این استاندارد را برآورده کنند.  اما توئیت دوم (شکلات، شمع، ماکارونی، سالاد، فلفل، آب، چاقو، قورباغه، بحث و گفتگو، سرکه، انبه، گورخر و دوربین) در منطقه‌ی خاکستری  و بینابین قرار دارد، یعنی به عبارتی نه بیان منحصر به فردی داشت که میزانی از خلاقیت در آن وجود داشته باشد و نه عبارت روزمره‌ی ساده‌ای محسوب می‌شد.

در خصوص شرط اثر ادبی که در ابتدای متن به آن اشاره شد این شرط می‌تواند به دو روش اقناع گردد: اول اینکه  چنانچه یک اثر با یکی از هشت دسته‌ی قانونی تعریف شده تناسب داشته باشد و یا اگر یک اثر مقدار متوسطی از کار فکری را نشان دهد.

با توجه به این استاندارد (اثر ادبی) سه توئیتی که در ابتدای متن بیان کردیم هر سه واجد شرایط آثار ادبی هستند.

برای سنجش اینکه اثری کار فکری محسوب شود یا خیر باید محتوای یک توئیت مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به سؤال توئیتر که ” چه کار می‌کنید؟ ” اکثر توئیت ها در پاسخ به این سؤال واجد اطلاعات روزمره از زندگی هستند. توئیت “سلام من در جلسه هستم ” ازجمله توئیت های بیان کننده‌ی مسائل روزمره و نمونه‌ای از مورد بالاست.  دادگاه‌ها دریافتند که این جزئیات روزمره سطح لازم کار فکری برای واجد شرایط شدن به جهت حمایت کپی رایت را ندارد. از سوی دیگر توئیت شعر گونه‌ی ابتدای متن  واجد استاندارد کار فکری است.

عنصر سوم مورد نیاز برای حمایت کپی رایتی تثبیت است. تثبیت دارای دو عنصر است: تجسم و استمرار. با توجه به این دو مورد توئیت های نوشته شده در اینترنت به طور بالقوه می‌توانند دو عنصر مورد نیاز تثبیت را تأمین نمایند:

تجسم در یک محیط ملموس

اولین مورد از دو شرط برای تثبیت تجسم در یک محیط یا رسانه‌ی ملموس است.  توئیت ها نمی‌توانند بدون دسترسی به یک کامپیوتر و یا دیگر دستگاه‌های الکترونیکی که قادر به اتصال به اینترنت باشند مشاهده شوند بنابراین به وضوح واجد این شرط می‌باشند.

استمرار

شرط دوم برای تثبیت استمرار است. آثاری که با شرط مدت زمان مواجه نمی‌شوند تجسم نمی‌یابند و حفاظت کپی رایت را دریافت نمی‌کنند.

هنگامی که توئیت ها به طور مداوم به روز رسانی می‌شوند آن‌ها به طور خودکار حذف نمی‌شوند و زمانی که یک توئیت جدید ارسال می‌شود آن‌ها یکدیگر را بازنویسی نمی‌کنند. توئیت هایی که بر روی صفحه به صورت فوری نمی‌آیند آرشیو می‌شوند و قابل بازیابی هستند. علاوه بر این توئیت ها می‌توانند از طریق توئیت شدن مجدد با استفاده از آپشن کات و پیست کامپیوترها  یا به وسیله‌ی یک چاپ ساده از عکس صفحه‌ی نمایش کامپیوتر که شامل توئیت است تکثیر و بازتولید شوند بنابراین یک توئیت به اندازه‌ی کافی ثبات دارد که دیده شود و یا تکثیر شود و به همین ترتیب هم در سرور توئیتر و هم در کامپیوتر تجسم می‌یابد. علاوه بر این توئیت هایی که بیش از یک سال پیش نوشته شده بودند هنوز هم آنلاین یافت می‌شوند. این ویژگی توئیت ها را از آثار مسئله‌ی شبکه‌ی کارتون LP علیه هولدینگ CSC متمایز می‌کند که در آن دادگاه حکم داد که داده‌هایی که ۱ یا ۲ ثانیه بر روی اینترنت وجود دارند و به صورت خودکار بازنویسی می‌شوند برای بیش از ثابت محسوب نمی‌شوند استمرار ندارند. علاوه بر آن دادگاه حکم داد که مدت زمانی که برای تثبیت نیاز است بسیار کوتاه‌تر از زمانی است که توئیت ها در فضای اینترنت باقی می‌مانند.

همچنین گفتیم که طبق قانون یک اثر متشکل از صدا یا تصویر و یا هر دو که در حال انتقال است تثبیت شده است. چنانچه این عمل به طور همزمان با انتقالش انجام شود. برای انتقال تحت این قانون ارتباط برقرار کردن به وسیله‌ی هر دستگاه و یا پروسه‌ای است که از طریق آن عکس و… ماورای محلی که فرستاده می‌شوند دریافت می‌شوند کافی است. توئیت ها از طریق دستگاه انتخابی کاربر ارسال می‌شوند و قابل رویت توسط تمامی کاربران توئیتر در سرتاسر جهان هستند بنابراین توئیت ها منتقل می‌شوند. به عنوان یک اثر منتقل شده یک توئیت می‌تواند ثبات داشته باشد اگر ثبات همزمان با انتقالش ایجاد شده باشد. در این جا انتقال توئیت زمانی رخ می‌دهد که کاربر دکمه‌ی به روز رسانی را در صفحه‌ی شخصی خود کلیک می‌نماید. توئیت متعاقب آن در سرورهای توئیتر تجسم می‌یابد و استمرار خواهد داشت.

در نتیجه یک توئیت تثبیت یافته است. در سرورهای توئیتر به وسیله‌ی دستگاه‌هایی مانند کامپیوتر تجسم یافته است و با معیار استمرار مطابق است. 

کاربران توئیتر با چالش‌های متعددی در رابطه با سه شرط برای حفاظت تحت کپی رایت مواجه هستند. تجزیه و تحلیل سه نمونه از توئیت ها برخی موانعی را که کاربران توئیتر با ان مواجه هستند را روشن می‌کند.  طول جمله در این خصوص که یک اثر واجد شرایط حمایت کپی رایت باشد یا خیر اثر ندارد با این حال ماهیت توئیتر ایجاب می‌کند که توئیت ها بیش از ۱۴۰ حرف نباشند بنابراین این کم بودن آثار سطح بالاتری از خلاقیت را برای اینکه اثر  اصیل محسوب شود طلب می‌کند. علاوه بر این مفهومی که پشت توئیت ها است بیشتر ارسال اطلاعات روزمره و مسائل مربوط به زندگی را موجب می‌شود زیرا توئیت ها در پاسخ به این سؤال نگاشته می‌شوند که “چه می‌کنید؟”. حقایق روزمره، شعارها و عبارات کوتاه قطعاً از جمله مصادیق کپی رایت نیستند.

با توجه به این چالش‌ها همان‌گونه که تجزیه و تحلیل‌ها نشان می‌دهد توئیت شعر گونه‌ای که در بالا اشاره شده تنها نمونه‌ای از سه نمونه است که شامل موضوع مناسب برای کپی رایت است. این بسیار بعید است که اکثر توئیت ها بتوانند حمایت کپی رایت را کسب کنند با این حال برخی از آن‌ها که این ویژگی‌ها را دارند نیاز به حمایت دارند.

نقض

راه‌های بسیاری برای ایجاد توئیت وجود دارد و رسانه‌ی اینترنت نیز فرصت‌های بی‌شماری را برای نقض کپی رایت توئیت های قابل حمایت به وجود آورده است. کاربران توئیتر که زمان و پول خود را در ثبت کردن توئیت های خود سرمایه گذاری کرده‌اند حق هر گونه دعوا بر علیه ناقض کپی رایت توئیت خود را دارند. به عنوان دارنده‌ی کپی رایت و شاکی، کاربر توئیتر می‌تواند گواهی کپی رایت را برای تطابق با اولین عنصر شرط شده برای اثبات نقض کپی رایت ارائه دهد.

 عنصر دوم نیز همان‌گونه که اشاره شد بررسی شباهت میان آثار است. اختصار توئیت ها در این جا کمک بزرگی محسوب می‌شود زیرا یک ناظر معمولی می‌تواند به تمامیت اثر برای تعیین مشابهت نظر کند.

هدف اصلی توئیت ها پاسخ به این سؤال است که “چه می‌کنید؟ ”  و برای ارتباط با دوستان است نه تعلق درآمد. این تفکر جبران خسارت‌ها را برای نقض کپی رایت توئیت ها محدود می‌کند. جبران خسارت اصلی برای کاربران توئیتر چنانچه اثر به ثبت رسیده باشد جبران خسارت‌های قانونی است. هر چند این جبران خسارت‌ها منجر به نتیجه‌ی مثبتی شوند اما  پول و زمانی که کاربر توئیتر برای اثبات نقض صرف می‌کند ممکن است بیش از اندازه سنگین و غیر قابل جبران باشد. این بار سنگین با این حال نه تنها یک مسئله‌ی مهم برای کاربران توئیتر محسوب می‌شود بلکه برای تمامی اعضای شبکه‌های اجتماعی به طور کلی مهم و حائز اهمیت است به همین دلیل باید انجمن‌هایی را برای حفاظت از آثار خود ایجاد کنند.

پیشنهاد

بخش زیر دارای این پیشنهاد است که باید یک نهاد نظارتی واسطه‌ای برای کاربران توئیتر و دیگر اعضای شبکه‌های اجتماعی که به دنبال اجرای حقوق خود در مقابل افراد ناقض کپی رایت هستند وجود داشته باشد. این بخش نیاز به یک نهاد نظارتی مستقل  و حمایت‌هایی که این نهاد نیاز دارد تا موفق شود را تشریح می‌کند.  همچنین ساختار این سازمان و ارزش آن برای کپی رایت را بررسی کرده و به بررسی این مسئله می‌پردازد که  رشد اینترنت اجتناب ناپذیر است و این رشد به یک سازمان و یا نهاد نیاز دارد.

نیاز به یک نهاد

یک سازمان نظارتی در زمینه‌ی قانون کپی رایت به چند دلیل مورد نیاز است. قانع کننده تر ین دلیل نیاز به یک سیستم مدیریت رسمی‌تر برای قوانین نقض کپی رایت در اینترنت است. با توجه به دسترسی جهانی اینترنت مسائل مربوط به آن باید توسط یک سیستم بین‌المللی تنظیم شوند به طوری که فقط محدود به قوانین فدرال ایالات متحده نباشند. علاوه بر این اینترنت فضایی را برای افزایش وقوع نقض کپی رایت فراهم می‌کند که به طور کلی باید مورد بررسی قرار گیرد. عملکرد توئیت دوباره در توئیتر یکی از نمونه های سهولت نقض است. یک سازمان نظارتی مکانیزمی را برای اتخاذ شیوه‌های ارزان‌تر و کمتر دست و پاگیر در این خصوص فراهم می‌کند. در نهایت اینکه نهاد عهده دار ترویج سیاست‌های عمومی و بهبود اجرای حق مؤلف در اینترنت در آینده خواهد بود. نکته‌ای که در این جا حائز اهمیت است این است که با گسترش اینترنت و فناوری اطلاعات و ارتباطات و دسترسی روزافزون افراد در سرتاسر دنیا به این رسانه نیاز به قوانین و نهادهای به روز بیش از پیش احساس می‌گردد تا جایی که بسیاری از کشورها از متخصصان این امر استفاده نموده و قوانین خود را تغییر می‌دهند اما در کنار این قوانین برای سهولت اجرا و تسهیل روابط میان کاربران اینترنت و دولت شکل گیری نهادهایی واسطه‌ای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می‌باشد.

پیش نیازهای آژانس: حمایت و تأیید

نهاد کپی رایت باید بر اساس “شرکت اینترنتی برای نام‌ها و شماره‌های واگذارشده” یا آیکان [۱] بنیان شود. آ یکان شرکتی غیر انتفاعی است که در ایالات متحده‌ی آمریکا واقع شده است و مسئول مدیریت واگذاری نام‌های دامنه و آدرس‌های پروتکل اینترنت است و سیاستش حل اختلافات نام‌های دامنه‌ی مبتنی بر علامت تجاری است. پشتیبانی‌های مشابهی  نظیر آ یکان برای یک نهاد کپی رایت لازم است زیرا بدون پشتوانه‌ی دولت اجرای قوانین علیه نقض کپی رایت در اینترنت از ارزش بسیارکمی برخوردار است. اینترنت دامنه‌ی جهانی دارد و باید مقررات  و نهادهای  جهانی نیز داشته باشد.

ساختار آژانس

کمک به دارنده‌ی کپی رایت و ارائه دهنده‌ی خدمات

همان گونه که اشاره نمودیم وجود طرحی جامع برای ترویج قابلیت حل جهانی ادعاهای نقض در اینترنت مورد نیاز است. فقط مالک یک حق انحصاری تحت کپی رایت می‌تواند دعوای نقض را آغاز کند. هنگامی که تخلف در اینترنت رخ دهد ممکن است در برابر هر کسی که موردی را بدون اجازه ارسال می‌کند و یا در مقابل ارائه دهنده‌ی سرویس که وسیله‌ای را برای ارسال مورد غیر مجاز مهیا کرده است دعوای نقض مطرح گردد.

بخشی از ساختار این آژانس سازمان‌های جداگانه‌های هستند که از نیازهای تخصصی افراد و یا ارائه دهندگان خدمات سخن می گویند. قانون کپی رایت هزاره‌ی دیجیتال و قانون نجابت ارتباطات معمولاً دعاوی حقوقی را محدود می‌نمایند  چرا که آن‌ها ارائه دهندگان خدمات را از برخی مسئولیت‌ها در فضای مجازی معاف می‌دارند. یک نهاد نظارتی برای ترکیب این قوانین با یکدیگر به جهت کمک به ارائه دهندگان خدمات نیاز دارد، بدین معنا که شاید قوانین بسیاری در خصوص نقض در فضای مجازی وجود داشته باشند ولی شناخته شده نباشند، کنار هم قرار دادن این قوانین، شناخت آن‌ها و ترکیبشان می‌تواند به کاربران اینترنت و ارائه دهندگان خدمات کمک شایان توجهی نماید، این نهاد می‌تواند به این امر جامه‌ی عمل بپوشاند و در این راستا اقدام‌های مفیدی بنماید.  برای نمونه می‌توان بخشی را در این نهاد ایجاد کرد که به ارائه دهندگان خدمات برای کمک به توسعه‌ی سیاست‌های جامع برای جلوگیری از نقض قوانین مشاوره دهد. همچنین این بخش می‌تواند  به افراد با تشریح نقض برای حل مناقشات کمک نماید. 

هنگامی که اثر محافظت شده‌ی یک کاربر از اینترنت سرچشمه می‌گیرد کاربر به کمک‌های  بیشتری برای دانستن در خصوص نقض‌های احتمالی احتیاج  دارد. این کمک و مشاوره بخشی از خدمات نهاد است که برای افراد در نظر گرفته شده و منحصر به فرد است. این سازمان یا آژانس  دارای کمیته‌های فرعی مختلف برای رسیدگی به جنبه‌های مختلف ادعای یک فرد است. این کمیته  ها با ارائه دهندگان خدماتی که به آژانس پیوسته‌اند همکاری می‌کند تا به صورت مسالمت آمیز به حذف موارد حمایت شده و تحت کپی رایت از سایت‌ها بپردازند. کمیته‌ی دیگر کمیته‌ای توصیه‌ای خواهد بود  که در ایجاد استراتژی‌هایی برای جلوگیری از نقض‌های آینده، مشابه آنچه در آ یکان وجود دارد، کمک خواهد کرد. البته باید گفت در بسیاری موارد دعاوی نقض حق کاربران توئیتر به دلیل ارزش مالی پایین پیگیری نمی‌شود.

یک سازمان نظارتی می‌تواند روش‌های اضافی را برای حل و فصل دعاوی نقض فراهم کند. دارندگان کپی رایت هنوز هم باید مسیر دادخواهی سنتی را طی کنند اما آژانس راه‌های جایگزین حل اختلافات را پیش بینی می‌کند. این سیستم گزینه‌هایی را به صاحب کپی رایت برای دفاع از حق قانونی‌اش ارائه می‌دهد. راه حل‌های حل اختلاف شبیه به سیاست‌های آیکان است که نیاز به پنل های اداری دارد. نهاد کپی رایت باید برای طرفین دعوی فرصتی را فراهم کند تا دغدغه‌های خود را در حضور هیات آشنا به کپی رایت مطرح نمایند. هیات های اداری و طرف‌های درگیر در دعوی باید به یک بازه‌ی زمانی معقول که در آن به صورت مسئله به خوبی اشاره می‌شود و به نتیجه‌ای می‌رسند پایبند باشند. این پنل ها جایگزین ارزان‌تری نسبت به دعوای مدنی ارائه می‌کنند و شیوه‌هایی ساده برای حل مسائل مربوط به نقض فراهم می‌نمایند. علاوه بر این با دور نگه داشتن مسئله از سیستم دادگاهی موجب صرفه جویی در هزینه‌های طرفین دعوی می‌گردد. این نقش‌ها  درهایی را برای اجرای مؤثر حفاظت کپی رایت در فضای مجازی با گسترش اینترنت و رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات باز می‌کند. 

سیاست عمومی و پیشرفت آینده

همان گونه که اشاره شد نفع عمومی است که یک روش کنترل وجود داشته باشد تا به وسیله‌ی آن اختلافات مربوط به کپی رایت حل و فصل گردد. حذف برخی از موارد نقض کپی رایت از دادگاه‌ها به بهره‌وری بیشتر در کنترل موارد باقی مانده کمک می‌کند. طرفین درگیر در پرونده‌های کپی رایت نیز از فرآیندهایی ساده و راه حل‌هایی جایگزین بهره می‌برند. تکامل اینترنت یک عامل ساده در توسعه‌ی یک نهاد است.  استفاده از این نهاد  سیاست اجرایی قوانین کپی رایت را ارتقاء می‌بخشد زیرا این نهاد قوانین را با نگاه ویژه به تکنولوژی‌های جدید انعطاف پذیر می‌نماید.

 در حال حاضر توئیتر در خط مقدم فناوری ارتباطات جدید است. با این وجود با توجه به مسائل مربوط به کپی رایت در حال حاضر این نهاد موجب جایگزین شدن روش‌های حل و فصل در رابطه با توئیت های کاربران توئیتر می‌گردد. این نهاد باید نهادی مترقی و پویا باشد زیرا هدف آن ایجاد بهترین روش‌های جایگزین برای حفاظت از کپی رایت با توجه به رشد اینترنت و فناوری ارتباطات است.

نتیجه گیری

توئیتر آخرین مدل سایت‌های شبکه‌های اجتماعی است. توئیت ها با توجه به طول کوتاهشان در رسانه‌ی اینترنت منحصر به فرد هستند. با این حال برخی از آن‌ها ممکن است واجد استانداردهای سخت گیرانه ی کپی رایت باشند و حفاظت  تحت کپی رایت را به‌دست آورند. با توجه به این مسئله ایجاد یک سازمان نظارتی به کاربران توئیتر و کاربران اینترنت به طور کلی کمک خواهد کرد. این نهاد به آن دسته از کاربرانی که آثار خود را واجد شرایط حمایت کپی رایت می‌دانند کمک می‌کند و با اداره کردن دعاوی نقض کپی رایت این سیستم را تسهیل خواهد نمود. علاوه بر این، این به اصطلاح آژانس ارائه دهندگان خدمات و کاربران را برای همکاری با هم به جهت حفظ کپی رایت تشویق می‌نماید. همچنین این نهاد از انعطاف پذیری قوانین با توجه به توسعه‌ی فناوری و اینترنت  حمایت می‌کند. نکته‌ی نهایی این که این جنبه‌ی پویا از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است  زیرا مسائل مربوط به کپی رایت که کاربران توئیتر با آن مواجه هستند در نهایت با تکنولوژی جدید جایگزین خواهد شد.

[۱]. Internet Corporation for Assigned Names and Numbers (ICANN)

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *