ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی
ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی

به اشتراک گذاشتن فایل: ابزاری برای نوآوری، یا وسیله‌ی ارتکاب جرم؟

آغاز به کار شبکه‌های همتا به همتا یا [۱] P2P و متعاقباً ظهور به اشتراک گذاری فایل‌ها در اینترنت، تهدیدی برای منافع انجمن صنعت ضبط موسیقی آمریکا [۲] و جامعه‌ی بین‌المللی موسیقی بوده است. در حال حاضر بازار دانلود غیرقانونی موسیقی از طریق سایت‌های به اشتراک‌گذاری فایل به شدت گسترش یافته است. نتیجه‌ی این امر افزایش چندبرابر هزینه‌های انجمن صنعت ضبط موسیقی آمریکا است. زیرا از سویی فروش آثار موسیقی به شدت کاهش یافته، و از سوی دیگر این انجمن در مبارزه علیه شبکه‌های به اشتراک‌گذاری فایل هزینه می‌کند. با این حال راهکارهای انجمن صنعت ضبط موسیقی در نهایت به شهرت انجمن و همچنین صنعت موسیقی در کل آسیب رسانده است. علی‌رغم این تلاش‌ها و عواقب منفی آن بر اعتبار انجمن، جریان دانلود آثار موسیقی ادامه دارد. این نوشته به دنبال شیوه‌های جایگزین کارآمدتر برای غلبه بر دانلود غیرقانونی فایل است. 

تاریخچه به اشتراک‌گذاری فایل‌ها:

شبکه‌های همتا به همتا (P۲P) و اشتراک‌گذاری فایل نقشی قدیمی در عملکرد اینترنت داشته‌اند. اینترنت اولیه تحت کنترل وزارت دفاع ایالت متحده آمریکا به صورت مجموعه‌ای از شبکه‌های P۲P آغاز به کار کرد، که به کاربران اجازه می‌داد بدون سرور مرکزی با یکدیگر فایل به اشتراک بگذارند. حتی بعد از عادی شدن استفاده از اینترنت، بخشی از ویژگی‌های این شبکه در اینترنت حفظ شده است.

سیستم‌های P۲P علی‌رغم داشتن نقشی حیاتی در تاریخچه پیدایش اینترنت، بیش از همه به عنوان ابزار به اشتراک‌گذاری غیرقانونی آثار تحت کپی‌رایت شناخته می‌شوند. سابقه‌ی دانلود موسیقی از اینترنت به سال ۱۹۹۴ بازمی‌گردد. در آن زمان گزینه‌های موجود بسیار محدود بود. در سال ۱۹۹۹ بود که دانشجویی به نام شان فنینگ با معرفی برنامه‌ی Napster  انقلابی در به اشتراک‌گذاری فایل‌ها ایجاد کرد. Napster به دلیل سهولت، کاربرپسند بودن، و انطباق با دستگاه‌های کامپیوتر شخصی به سرعت سایر سرویس‌های اشتراک‌گذاری فایل را پشت سر گذاشت. Napster با وجود استفاده از سیستم P۲P، در اصل شبکه‌ای متمرکز بود. به عبارت دیگر Napster خود مجموعه‌ای از آثار موسیقی بود که در دسترس کاربران قرار می‌گرفت. پس از آن سیستم به اشتراک‌گذاری فایل وارد نسل جدیدی شد (سیستم‌هایی چون Morpheus,Limewire, Grokster, Kazaa) که به دلیل غیرمتمرکز بودن (خلاف Napster) کنترل آنان پس از انتشار دشوارتر بود. تکنولوژی BitTorrent شکل دیگری از پروتکل غیرمتمرکز P۲P بود که امکان به اشتراک‌گذاری فایل‌ها را افزایش داد، و با ویژگی‌های خاصش تحولی اساسی در شیوه‌های به اشتراک‌گذاری ایجاد نمود.

انجمن صنعت ضبط موسیقی آمریکا انجمنی صنفی است که اعضای آن حدود ۸۵٪ از آثار قانونی موسیقی فروخته شده در آمریکا را تولید یا توزیع می‌کنند، در نتیجه در کنترل و محدود ساختن موسیقی رایگان نفع اقتصادی دارد. این انجمن در تعدادی از دعاوی حقوقی علیه شبکه‌های P۲P و به طور خاص علیه Napster شرکت کرده است. در این دعاوی شاکیان (گروهی از شرکت‌های ضبط و انتشار موسیقی) مدعی نقض کپی‌رایت توسط Napster بود. Napster در دفاع از خود به استفاده منصفانه، عدم نقض، و حمایت بر اساس مقررات قانون کپی‌رایت هزاره دیجیتال [۳] استدلال نمود. اما دادگاه کلیه دفاعیات را رد کرد.

اقامه دعوا علیه کاربران:

انجمن با وجود تلاش برای تعطیل کردن سیستم‌های P۲P، نتوانسته است به اشتراک‌گذاری غیرقانونی را متوقف کند. به علاوه شکایت علیه سیستم‌های متمرکز دشوارتر از Napster است، زیرا به دلیل نبود یک مشتری یا کاربر مرکزی نمی‌توان به طور خاص علیه کسی شکایت کرد. همچنین به گفته انجمن با خارج از دسترس کردن یک شرکت ارتباطاتی، نمونه‌های دیگر به سرعت جایگزین آن می‌شوند. مسئله اساسی دیگر تلقی رایج از به اشتراک‌گذاری فایل‌ها توسط کاربران اینترنتی است. به موجب تحقیقی در سال ۲۰۰۳، ۲۱٪ کاربران اینترنت از شبکه‌های P۲P برای اشتراک فایل استفاده می‌کردند، و دوسوم این افراد به قوانین کپی‌رایت بی‌توجه و بی‌علاقه بودند. علاوه بر این استفاده از این شبکه‌ها برای کاربران تبدیل به عادت شده، و حتی در مواردی (آلبومی از یک گروه موسیقی در سال ۲۰۰۷) که آلبوم به طور رایگان در سایت اینترنتی گروه موسیقی قرار گرفته بود، اغلب کاربران به جای دانلود از سایت رسمی طبق عادت به طور غیرقانونی از این شبکه‌ها و وب‌سایت تورنت استفاده کردند.

با در نظر گرفتن ماهیت دشوار این موضوع و چنین ملاحظاتی انجمن صنعت ضبط موسیقی آمریکا به تدریج به این نتیجه رسید که شکایت علیه سیستم‌های P۲P و ورشکسته ساختن آن‌ها برای مبارزه با مشکل به اشتراک‌گذاری کافی نیست، و به جای آن باید افرادی که فایل‌ها را به اشتراک می‌گذارند هدف قرار داد. در پی آن چه انجمن تلاشی چندساله برای آموزش عموم نسب به غیرقانونی بودن دانلود بدون مجوز خواند، و همچنین جنبشی از سوی شرکت‌های موسیقی برای ارائه موسیقی در سرویس‌های آنلاین کم‌هزینه‌تر و با کیفیت بهتر، انجمن در سپتامبر ۲۰۰۳ بیانیه‌ای نسبت به این موضوع صادر کرد. بنابراین بیانیه صاحبان صنعت از شکایت علیه کاربرانی که داوطلبانه خود را معرفی و در شهادت‌نامه‌ای تصدیق کنند از به اشتراک گذاری فایل‌ها در آینده خودداری خواهند کرد صرف نظر می‌کند. انجمن همچنین از اقامه‌ی دعوا نسبت به نقض قوانین کپی‌رایت علیه ۲۶۱ فرد خبر داد. پس از آن سیاست انجمن مبنی بر اقامه دعوا علیه کاربران منجر به مجموعه‌ای از دعاوی شد که لطمه زیادی به حیثیت و اقتصاد صنعت موسیقی وارد کرد.

راهکارهای جایگزین:

۱- برنامه واکنش تدریجی

به دنبال دشواری‌های ناشی از شناسایی هویت افرادی که فایل‌ها را به اشتراک می‌گذارند، انجمن به مقررات خاصی از قانون کپی‌رایت هزاره دیجیتال روی آورد تا کاربران خاطی را از طریق ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی شناسایی کند. به موجب این قانون پس از معرفی کاربر خاطی توسط سرویس‌های ارائه دهنده‌ی اینترنت، انجمن می‌تواند با استفاده از این اطلاعات از فرد خاطی برای هر اثر از ۷۵۰ تا ۳۰۰۰۰ هزار دلار ادعای خسارت کند. به کمک سرویس‌های ارائه دهنده اینترنت در این زمینه انجمن به تدریج راهکار جدیدی را جایگزین دعاوی حقوقی گسترده کرد. انجمن به توافقی با سرویس‌های ارائه دهنده اینترنت رسیده است که برای کاربرانی که به طور غیرقانونی فایل‌ها را به اشتراک می‌گذارند اخطاریه‌ای از سوی انجمن صادر شود. در صورت ادامه دادن به این عمل کاربر یک یا دو اخطار دیگر دریافت خواهد کرد. پس از آن سرعت اینترنت کاسته خواهد شد، و در صورت عدم توجه به اخطارهای داده شده در نهایت اینترنت کاربر قطع می‌شود.

با اتخاذ این راهکار (که «برنامه‌ی واکنش تدریجی»[۴] خوانده می‌شود) انجمن تلاش کرده تأثیرات منفی که شکایت‌های حقوقی متعدد پیشینش بر افکار عمومی اجتماع داشته است را از میان ببرد. کاربران از خطر شکایت حقوقی، و انجمن از هزینه‌های اقتصادی این دعاوی مصون شده‌اند. اما این راهکار فشار انجمن را از کاربران به سرویس‌های ارائه دهنده اینترنت منتقل کرده است. به موجب قانون کپی‌رایت هزاره دیجیتال انجمن می‌تواند سرویس‌های ارائه دهنده اینترنت را در معرض صدور قرار منع از سوی دادگاه، و مسئولیت در صورت خودداری از قطع اینترنت کاربر خاطی قرار دهد. در واقع این قانون به انجمن اجازه می‌دهد در قرارداد میان سرویس‌های ارائه دهنده اینترنت و کاربرانش دخالت کند.

همچنین این برنامه نقض آشکار اصل «بی‌طرفی نت»[۵] است. این اصل رساننده‌های خدمات اینترنتی را از تبعیض بر اساس محتوا باز می‌دارد. اما بنا بر این برنامه سرویس‌های ارائه دهنده خدمات می‌توانند علیه به اشتراک‌گذارندگان فایل‌ها تبعیض قائل شوند و در نهایت اینترنت آنان را قطع کنند. اگرچه برخی نسبت به این اصل انتقاداتی وارد کرده‌اند، مدافعان آن را برای دموکراتیک نگاه داشتن اینترنت ضروری می‌دانند.

واکنش نسبت به راهکارهای مشابه با «برنامه واکنش تدریجی» در دیگر نقاط دنیا متفاوت بوده است. اگرچه در آسیا و اروپا برنامه‌های مشابهی اجرا شده است، برخی کشورها و نهادها شدیداً با استفاده از آن مخالفت کرده‌اند. این برنامه در پارلمان اروپایی طرفداران چندانی ندارد و از سوی فعالین عرصه‌ی سیاست‌های عمومی اقدامی سخت‌گیرانه در دنیای دیجیتال خوانده شده است. پارلمان اروپا در بررسی قانونی که به دنبال افزایش حمایت از آثار تحت حمایت مالکیت فکری بود، با ۶۳۳ رأی موافق در برابر ۱۳ رأی مخالف و ۱۶ رأی ممتنع تصویب کرد این قانون نمی‌تواند شامل چنین برنامه تحمیلی باشد. از مجموع این واکنش‌ها باید گفت این رویکرد بهترین راه حل برای مبارزه با به اشتراک‌گذاری فایل‌ها نیست.

۲- افزایش استفاده از فن‌آوری مدیریت حقوق دیجیتال

راهکار دیگر گسترش استفاده از فن‌آوری مدیریت حقوق دیجیتال [۶] در فروش و توزیع موسیقی دیجیتال است. این فن‌آوری در اصل نرم‌افزاری پنهان است که از یک فایل کامپیوتری محافظت می‌کند و نسبت به آنچه می‌توان با آن انجام داد محدودیت ایجاد می‌کند. شرکت اپل در استفاده از این فن‌آوری پیشتاز است و از طریق iTunes موسیقی دیجیتال را با نرم‌افزارهایی توزیع می‌کند که امکان کپی فایل خریداری شده را به حداکثر ۵ کامپیوتر محدود می‌کند. این فن‌آوری هیچ گاه به طور موفق برای محافظت از CD های موسیقی استفاده نشده، اما گذار به موسیقی دیجیتال در صنعت موسیقی امروز از طریق سرویس‌هایی مانند iTunes فرصت‌هایی برای محافظت در برابر به اشتراک گذاری غیرقانونی ایجاد کرده است.

با این حال نگرانی‌هایی نسبت به تأثیرات منفی این فن‌آوری نیز وجود دارد. برخی اطلاعات حاکی از برداشتن محدودیت‌های این فن‌آوری از قطعات موسیقی است و آمارها نشان می‌دهد تأثیری بر نقض کپی‌رایت نداشته است. اگر این آمارها را صحیح فرض کنیم، این فن‌آوری تأثیری بر کپی آثار ندارد و فقط موجب آزار کاربران است. به علاوه استفاده از این فن‌آوری سؤال‌هایی پیرامون اصول اخلاقی تجارت ایجاد می‌کند. برای مثال یکی از عواقب نرم‌افزار اپل آن است که موسیقی خریداری شده در iTunes تنها از طریق محصولات اپل قابل شنیدن است. با توجه به آثار منفی این فن‌آوری مشخص نیست استفاده از آن در بازار برای صنعت موسیقی و مصرف‌کنندگان مفید باشد. هم اکنون بسیاری از توزیع کنندگان موسیقی در رقابت با اپل محصولات ارائه شده از سوی خود را آزاد از چنین محدودیت‌هایی معرفی می‌کنند.

۳- مجوز استفاده جمعی داوطلبانه

رویکرد جایگزین دیگر می‌تواند ایجاد نظام جمعی مجوز استفاده برای مشتریان باشد، که در عین تضمین پرداخت به صاحبان اثر به اشتراک‌گذاری قانونی فایل را ممکن کند. بنا بر این ایده صنعت موسیقی گروه‌های جمعی را تشکیل می‌دهد، سپس به مخاطبان آثار که فایل‌ها را به اشتراک می‌گذارند اجازه می‌دهد در مقابل هزینه متناسب مقرر شده از آن به طور مجاز استفاده کنند. کاربران تا زمانی که مقرری خود را بپردازند می‌توانند بدون نگرانی از قطع اینترنت یا امکان شکایت حقوقی، به میزان دلخواه از فایل‌ها استفاده کنند و آن را به اشتراک بگذارند. هزینه جمع‌آوری شده از این طریق میان ذی‌نفعان تقسیم می‌شود. با به کارگیری چنین برنامه‌ای هر اندازه به اشتراک‌گذاری فایل‌ها بیش‌تر باشد، مبلغ بیش‌تری در اختیار صاحب آثار قرار می‌گیرد.

به گفته‌ی بنیاد مرزهای الکترونیکی [۷] یکی از اصلی‌ترین مدافعان به کارگیری سیستم اعطای مجوز استفاده‌ی جمعی هم‌گام با مسیر آینده صنعت موسیقی است. به گفته‌ی این بنیاد به اشتراک‌گذاری فایل‌ها هیچ گاه از میان نخواهد رفت، و فن‌آوری‌های جدید هر سال کپی‌برداری دیجیتال را آسان‌تر و ارزان‌تر می‌کنند. با فرض صحت این گزاره‌ها مبارزه علیه به اشتراک‌گذاری فایل‌ها بی‌سرانجام خواهد بود. این بنیاد همچنین بیان می‌دارد طرفداران موسیقی همواره در توزیع موسیقی از طریق به اشتراک‌گذاری فایل‌ها موفق‌تر از صنعت موسیقی عمل می‌کنند، و به همین خاطر علی‌رغم اقدامات غیرقانونی‌شان باید پذیرفته شوند. با توجه به پیشینه‌ی موفق استفاده از سیستم مجوز جمعی در صنعت موسیقی و پخش رادیوتلویزیونی، می‌توان از آن در حوزه اشتراک‌گذاری فایل‌ها نیز استفاده کرد.

بی‌شک مجوز استفاده جمعی مانند هر راهکار دیگری نواقصی دارد. انجمن صنعت ضبط موسیقی آمریکا که همواره دغدغه‌ی کنترل توزیع موسیقی در اینترنت را دارد باید از این کنترل به نفع پرداخت منصفانه چشم‌پوشی کند. همچنین این نگرانی وجود دارد که هنرمندان و صاحبان حقی که از پیوستن به این سیستم خودداری می‌کنند هیچ راه حل عملی برای دریافت جبران در مقابل به اشتراک‌گذاری فایل نخواهند داشت. با این حال این مسأله‌ی جدیدی در صنعت موسیقی نیست و همواره صاحبان کپی‌رایت تحت این فشار بوده‌اند که به سازمان‌های بزرگ‌تر برای حقوقشان بپیوندند.

با وجود تمامی مشکلات احتمالی استفاده از سیستم اعطای مجوز جمعی، اثربخشی و کارآمدی آن به اندازه‌ای است که ارزش به کارگیری و رفع مشکلات در طول زمان را دارد. به اشتراک‌گذاری فایل‌ها تأثیراتی غیرقابل انکار بر صنعت موسیقی داشته‌اند و اقدامات صورت گرفته تا کنون ناموفق بوده‌اند. بنابراین باید گفت سیستم مجوز استفاده جمعی در نهایت گزینه‌ی بهتر در دنیایی است که به اشتراک‌گذاری فایل در آن اجتناب‌ناپذیر است.

[۱] Peer to peer: د راین نوع شبکه هر رایانه می‌تواند از اطلاعات رایانه‌ی دیگر استفاده کرده یا به رایانه‌ی دیگر اطلاعات بفرستند.

[۲] Recording Industry Association of America

[۳] Digital Millennium Copyright Act

[۴] Graduate Response Plan

[۵] Net Neutrality

[۶] Digital Rights Management Technology

[۷] Electronic Frontier Foundation

منبع: http://bciptf.org/

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *