ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی
ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی

افشای اسرار تجاری در فضای اینترنت

  می‌دانیم حقوق اسرار تجاری صرفاً از اطلاعاتی حمایت می‌کند که جنبهٔ محرمانه دارند؛ حال با این اوصاف باید دید اطلاعاتی که در فضای مجازی منتشر شده و مسلماً دیگر محرمانه نیستند، همچنان قابل حمایت هستند یا خیر؟ از آنجا که هدف حقوق اسرار تجاری این است که رعایت اخلاق در فضای کسب و کار تضمین شود پس چرا باید اجازه دهد افراد به راحتی اسرار تجاری دیگران را منتشر کنند؟ اسراری که صاحبانشان در محافظت از آنها مرتکب هیچ قصوری نشده‌اند. در پاسخ به سؤال مطرح شده سعی بر آن است بین حقوق مالک اسرار تجاری، حقوق شخص ثالثی که صرفاً از اطلاعات موجود در فضای عمومی استفاده کرده و سیاست‌های مربوط به رقابت منصفانه تعادل برقرار شود.

     اگر از حقوق اسرار تجاری فراتر برویم، از منظر قانون اساسی و حقوق اختراعات اطلاعاتی که در دسترس همگان است به راحتی قابل استفاده بوده و هیچ دلیلی برای اعمال محدودیت در این خصوص وجود ندارد. برخی محققان برای تقویت این نظر به متمم اول قانون اساسی ایالات متحده امریکا [۱] استناد می‌کنند. از سوی دیگر عده‌ای معتقدند متمم اول قانون اساسی منصرف از اسرار تجاری است و اسرار تجاری فارغ از این مسائل بایستی مورد حمایت قرار گیرد. ما در این مقاله قصد داریم راه‌حل میانه‌ای را ارائه دهیم؛ راه‌حلی عملی که دادگاه‌ها هنگام اتخاذ تصمیم در خصوص حمایت یا عدم حمایت از اسرار منتشر شده در اینترنت بتوانند به کار گیرند. نظرات حقوقی ارائه شده در این زمینه را نیز مورد بررسی قرار می‌دهیم.

     در مدل پیشنهادی ما که از این پس با عنوان مدل نگهداری مستمر از آن یاد می‌کنیم، در ابتدا باید دید آیا اطلاعات موضوع بررسی قبل از این‌که در فضای اینترنت منتشر شوند، تحت شمول اسرار تجاری قرار می‌گرفته‌اند یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت باشد، سه معیار دیگر را نیز باید مورد ارزیابی قرار دهیم تا نهایتاً بتوانیم به این نتیجه برسیم که از اطلاعات سوءاستفاده شده است: ۱- مدت زمانی که اطلاعات در اینترنت قابل مشاهده بوده و اقداماتی که مالک اسرار تجاری به منظور حذف این اطلاعات انجام داده است. ۲- چه میزان از اطلاعات افشاء شده است. ۳- آیا دریافت کننده می‌دانسته این اطلاعات جزو اسرار تجاری به حساب می‌آیند.

     تاریخچهٔ حقوق اسرار تجاری

    برخلاف سایر موضوعات مالکیت فکری (کپی‌رایت، اختراعات و علائم تجاری) هنوز در خصوص اسرار تجاری یک قانون فدرال وجود ندارد و این اسرار تحت حمایت قوانین ایالتی هستند. اغلب ایالات قانون متحدالشکل اسرار تجاری [۲] را پذیرفته‌اند.  در نتیجه در مورد تعریف اسرار تجاری و سوءاستفاده از آنها تا حدودی اتفاق نظر وجود دارد. ایالاتی که قانون فوق‌الذکر را نپذیرفته‌اند از بیانیهٔ تجدید مسئولیت مدنی [۳] استفاده می‌کنند.  اخیراً در بیانیهٔ تجدید رقابت غیرمنصفانه [۴] نیز به اسرار تجاری اشاره شده است؛ البته دادگاه‌ها بیشتر از تعاریف ارائه شده در قانون متحدالشکل و بیانیه تجدید مسئولیت مدنی استفاده می‌کنند.

     الف) استفادهٔ قانونی از اسرار تجاری دیگری

   برخلاف حقوق اختراع که اجازهٔ استفادهٔ انحصاری را به مخترع می‌دهد، مالک اسرار تجاری از چنین انحصاری برخوردار نیست. نه تنها اطلاعاتی یکسان می‌تواند چندین مالک داشته باشد، بلکه هر نوع استفاده‌ای از اسرار تجاری نیز غیرقانونی تلقی نمی‌شود؛ تنها در صورتی که از طریقی نادرست به دست آیند غیرقانونی به حساب می‌آید. مالک اسرار تجاری ممکن است اجازهٔ استفاده از آن را به دیگری اعطا کند و گاهی نیز شخصی بدون اجازه یا رضایت مالک حق استفادهٔ قانونی از اسرار تجاری دیگری را به دست می‌آورد: ۱- زمانی که مستقلاً اسرار تجاری را کشف یا اختراع می‌کند، مستحق استفاده از آن خواهد بود. ۲- زمانی که از طریق مهندسی معکوس به اسرار تجاری پی می‌برد. ۳- زمانی که در نتیجهٔ افشای اسرار تجاری از آنها مطلع می‌شود. افشایی که ناشی از نقض قرارداد یا رابطه‌ای خاص نیست. بنابراین زمانی که اسرار تجاری به صورتی اتفاقی فاش می‌شود مالک آن نمی‌تواند انتظار حمایت داشته باشد و مهم‌تر آن‌که دیگر اسرار تجاری نیز تلقی نمی‌شود چرا که سطح لازم از محرمانگی را ندارد.

     ب) رویکرد منصفانه حقوق اسرار تجاری

   حقوق اسرار تجاری شاخه‌ای از حقوق مالکیت فکری است که در آن بیش از سایر انشعابات بر اخلاق و انصاف در کسب و کار تأکید شده است. این رویکرد در آراء دادگاه‌ها نیز مشاهده می‌شود تا جایی که یکی از دغدغه‌های قضات این است که در پروندهٔ متنازع‌فیه انصاف چه حکم می‌کند. به همین دلیل است که حقوق اسرار تجاری استفاده از ابزارهای نادرست برای دستیابی به اسرار تجاری را منع می‌کند. حال باید دید ابزار نادرست چیست؟ آیا شامل اینترنت نیز می‌شود؟ که در این خصوص باید عمل منتشرکنندهٔ اصلی و استفاده‌کنندهٔ ثالث را جداگانه مورد بررسی قرار داد.

     بررسی چند پروندهٔ مرتبط با موضوع افشای اسرار تجاری

   در این پرونده‌ها خواهیم دید که قضات با حمایت بدون قید و شرط از اطلاعاتی که محرمانه تلقی نمی‌شوند، مخالف‌اند. از طرفی دیگر سعی می‌کنند ملاحظات منصفانهٔ حقوق اسرار تجاری را نیز رعایت کنند. هم‌چنین این پرونده‌ها نشان می‌دهد بسیاری از افراد داخل مجموعه مثلاً کارمندان می‌توانند اسرار تجاری را به بیرون پخش کنند.

     الف) پرونده‌های کلیسای ساینتولوژی [۵]

  در دعوای کلیسا علیه «لِرما»[۶]، «لرما» از اعضای سابق کلیسا برخی پرونده‌های قضایی مربوط به کلیسا را در اینترنت منتشر کرده بود. از نظر کلیسا این اسناد جزو اسرار تجاری به حساب می‌آمد. کلیسا «واشنگتن پست» را نیز به دلیل انتشار اسناد تحت پیگرد قرار داد. دادگاه در این پرونده در حکمی اختصاری (حکم ردّ دعوا بدون رسیدگی در ماهیت) به نفع «واشنگتن پست» رأی داد با این استدلال که اسناد موضوع دعوا دیگر اسرار تجاری به حساب نمی‌آیند.

   در دعوایی دیگر کلیسا یکی از اعضای سابق خود را به این اتهام که نوشته‌های کلیسا را در گروه‌های خبری [۷] قرار داده بود، تحت پیگرد قرار داد.  بنابر اظهارنظر دادگاه، از آنجا که نوشته‌های منتشر شده در اینترنت در دسترس همگان قرار گرفته دیگر جزو اسرار تجاری تلقی نمی‌شود.

 شش ماه بعد کلیسا مجدداً طرح دعوا کرده و این بار به مطالعات مربوط به استفاده‌کنندگان استناد کرد؛ برای این‌که ثابت کند نوشته‌های کلیسا برای همگان شناخته شده نیست. امّا دادگاه این مطالعات را نپذیرفت چرا که عموم مردم را مورد بررسی قرار داده بود و نه رقبای کلیسا را. با این حال دادگاه از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کرده و اظهار داشت که باید اوضاع و احوال حاکم بر قضیه و منافع مالک اسرار تجاری را نیز لحاظ نمود و به همین دلیل قرار دستور موقت صادر کرد.

ب) در دعوایی دیگر [۸] خواهان مدعی بود خوانده دعوا از طریق مهندسی معکوسِ برنامه‌هایش توانسته قفل آنها را بشکند و در نتیجه این برنامه‌ها به راحتی از طریق کامپیوتر و دی وی دی پلیر قابل پخش شده‌اند. خوانده سپس برنامه را در فضای مجازی و برای استفاده همگان قرار داده است؛ شاکی خواستار صدور دستور موقت مبنی بر توقف عملیات خوانده بود. دادگاه چنین استدلال کرد که بر اساس قانون متحدالشکل اسرار تجاری خوانده از ابزار نادرستی برای دستیابی به اسرار تجاری استفاده نکرده، ضمناً اطلاعاتی را منتشر کرده که خودش بدان دست یافته است، به علاوه نقض قراردادی نیز صورت نگرفته است. در پی تجدیدنظر خواهی، دیوان عالی کالیفرنیا اظهار داشت چون اسرار تجاریِ موضوع دعوا در سطح وسیعی منتشر شده، صدور دستور موقت چندان کارساز نبوده و نمی‌تواند مانع ورود ضرر بیشتر به شاکی شود لذا درخواست خواهان مبنی بر صدور دستور موقت را نپذیرفت.

  ج) در دعوای ایالات متحده علیه «جنووسی»، [۹] اتهام خوانده این بود که کد مبدأ مایکروسافت را برای فروش در اینترنت گذاشته بود که نقض قانون جاسوسی اقتصادی [۱۰] مصوب ۱۹۹۶ به حساب می‌آمد. «جنووسی» در دفاع از خود مدعی بود قانونی که به موجب آن دانلود و فروش اسرار تجاری جرم باشد، ناقض متمم اول قانون اساسی به حساب می‌آید. دادگاه در این مورد این نکته را متذکر شد که متمم اول قانون اساسی کدهای کامپیوتری و سایر اسرار تجاری را قابل حمایت می‌داند. «جنووسی» هم‌چنین اظهار داشت جرم انگاری دانلود و فروش اسرار تجاری به موجب قانون، مبهم است زیرا وی نمی‌دانسته کدهای مبدأ موضوع دعوا نوعاً شناخته شده نیست و یا مایکروسافت اقدامات لازم به منظور محافظت از کدها را انجام داده است. با این وجود دادگاه این‌گونه تصمیم گرفت که بر اساس قانون جاسوسی اقتصادی، اگر اسرار تجاری به طور موقتی، اتفاقی یا غیرقانونی منتشر شوند در صورتی که به طور کلی شناسایی نشوند، همچنان قابل حمایت خواهند بود. بنابراین از آنجا که کدهای مبدأ فروخته شده دارای ارزش بوده و در دسترس عموم قرار نگرفته است، از حمایت اسرار تجاری برخوردار خواهد بود.

     بررسی مسألهٔ اشخاص ثالث

   مسئله زمانی مطرح می‌شود که شخص ثالثی از وجود اسرار تجاری دیگری در فضای مجازی مطلع شده و از آن استفاده می‌کند یا قصد استفاده آن را دارد. در چنین شرایطی مالک اسرار تجاری علیه سوءاستفاده کنندهٔ اصلی طرح دعوا می‌کند و اگر وی همان کسی نباشد که اطلاعات را منتشر کرده به احتمال زیاد کسی که اطلاعات را ارسال کرده مسئول خواهد بود.

  در واقع بر اساس حقوق اسرار تجاری در حال حاضر، شخص ثالث می‌تواند از اطلاعاتی که در فضای عمومی به دست آورده استفاده کند با این فرض که از ابزارهای نادرستی برای کسب اسرار تجاری استفاده نکرده است،  نمی‌دانسته که این اطلاعات با توسل به ابزارهای نادرست به دست آمده است، به موجب قرارداد یا رابطه‌ای خاص با مالک اسرار تجاری متعهد و ملزم نشده باشد.

     آیا اطلاعات منتشر شده همچنان اسرار تجاری به حساب می‌آیند؟

   اولین مانع بر سر راه مالک اسرار تجاری این است که ثابت کند اطلاعات علی‌رغم انتشار همچنان جزو اسرار تجاری به حساب می‌آیند. در حالی که در یک پرونده عادی مالک اسرار تجاری صرفاً باید ثابت کند اطلاعات مشمول حقوق اسرار تجاری بوده و اقدامات لازم به منظور حفظ محرمانگی را انجام داده است. بنابراین انتشار اینترنتی بار اثباتی بیشتری را بر دارنده تحمیل می‌کند.

با توجه به تعریف اسرار تجاری در قانون متحدالشکل، پیش شرط‌های لازم برای اسرار تجاری عبارت‌اند از: ۱- اطلاعات به طور کلی شناخته شده نباشند. ۲- سهل‌الوصول نباشند به طوری که با ابزارهایی درست بتوان بدان دست یافت. با توجه به این تعریف سؤال دیگری مطرح می‌شود و آن این است که آیا مطلب ارسال شده در اینترنت نوعاً شناخته شده به حساب می‌آید و آیا اینترنت ابزاری درست محسوب می‌شود؟

  برای تعیین وضعیت اطلاعات، این‌که آیا جزو اسرار تجاری به حساب می‌آیند یا خیر باید دید چه زمانی ملاک ارزیابی است؟ زمانی که شخص ثالث به اطلاعات دسترسی یافته یا پیش ازآن‌که اطلاعات منتشر شود؟ به نظر می‌رسد زمان پس از انتشار با رویکرد حقوق اسرار تجاری سازگارتر است؛ زمانی که چندان به نفع مالک اسرار تجاری نیست.

  این‌که در مسألهٔ مورد بررسی سه طرف وجود دارد (مالک اطلاعات، منتشرکننده و شخص ثالث) تأثیری در قضیه ندارد. به عبارت دیگر همان‌طور که ما زمانی که یک کارمند اسرار کارفرمای خود را سرقت می‌کند بررسی می‌کنیم آیا اطلاعات زمانی که کارمند بدان‌ها دسترسی یافته جزو اسرار تجاری به حساب می‌آمده یا خیر، در اینجا هم زمان دسترسی شخص ثالث را ملاک قرار می‌دهیم. زیرا لازمهٔ جرم تلقی شدن عمل وی (سرقت اسرار تجاری) این است که اطلاعات در زمان دسترسی به آنها جزو اسرار تجاری باشد.

     آیا اطلاعات ارسال شده در اینترنت «به طور کلی شناخته شده»[۱۱] محسوب می‌شود؟

  بدیهی است اطلاعاتی که در دسترس عموم است اسرار تجاری به حساب نمی‌آید. با توجه به ماهیت اینترنت می‌توان گفت اطلاعات ارسال شده در آن عمومی است چرا که به نوعی جهانی می‌شود. اگر اصطلاح «به طور کلی شناخته شده» را مترداف با عمومی بودن بگیریم در این صورت می‌توان درک کرد چرا بیشتر دادگاه‌ها اطلاعات منتشر شده در اینترنت را نوعاً شناخته شده می‌دانند.

     با توجه به قانون متحدالشکل اسرار تجاری می‌توان فهمید «به طور کلی شناخته شده» لزوماً به معنی عمومی شدن نیست. حتی اگر یک نفر به این اطلاعات دسترسی یافته و بتواند از آن منافع اقتصادی کسب کند، به طور کلی شناخته شده محسوب می‌شود. پس با توجه به مراتب گفته شده می‌توان چنین نتیجه گرفت اگر اسرار تجاری توسط اشخاص مربوطه – اشخاصی که اطلاعات برای آنها سودآور است – به دست آید، آن اسرار شناخته شده تلقی می‌شود.

     بررسی دعاوی مطروحه در این زمینه نشان می‌دهد دادگاه‌ها همواره دغدغه رعایت انصاف را داشته‌اند. اینکه اگر بپذیریم انتشار اطلاعات در اینترنت لطمه‌ای به اسرار تجاری وارد نمی‌کند، مشوقی خواهد بود برای انجام و رواج این عمل. لذا به مدت زمانی که اطلاعات در فضای عمومی قابل مشاهده بوده توجه می‌کنند؛ اگر این مدت محدود باشد، فرض را بر این می‌گیرند که اطلاعات برای رقبا شناخته نشده و همچنان اسرار تجاری به حساب می‌آیند. در دعوای مطرح شده از سوی کلیسا بنا بر نظر دادگاه این‌که اطلاعات ده روز در اینترنت قابل مشاهده بوده آن را غیرقابل حمایت می‌سازد زیرا در این مدت در دسترس میلیون‌ها کاربر اینترنت بوده و به نوعی عمومی شده به نحوی که جبران آن میسر نیست.

     آیا انتشار اطلاعات در فضای اینترنت سوءاستفاده تلقی می‌شود؟

  بعد از این‌که ثابت شد اطلاعات اسرار تجاری است، حال مالک اطلاعات باید ثابت کند انتشار اطلاعات در اینترنت نوعی سوءاستفاده است که امری دشوار به نظر می‌رسد زیرا تعقیب قانونی شخص ثالثی که هیچ تعهدی نسبت به حفظ اسرار تجاری مالک نداشته و در فضای عمومی بدان دست یافته به نظر امکان‌پذیر نیست.

     این دیدگاه که دستیابی به اسرار تجاری باید از طریق غیرقانونی و نادرست باشد از حقوق اسرار تجاری نشأت می‌گیرد زیرا بر اساس این حقوق اسرار تجاری مال به حساب نمی‌آید لذا باید نقض قراردادی محرمانه صورت گیرد تا بتوان شخصی را مورد پیگرد قرار داد. پس نکتهٔ کلیدی اینجاست که آیا اطلاعات از طریقی غیرقانونی به دست آمده یا خیر؟ در هر سه متن قانونی راجع به اسرار تجاری در تعریف «سوءاستفاده» به ابزارهای غیرقانونی اشاره شده است. در مقررات منبعث از قانون متحدالشکل اسرار تجاری، اگر شخص ثالث بداند اطلاعات به طریقی غیرقانونی به دست آمده، در این صورت مسئول خواهد بود. حال باید دید آیا اینترنت ابزاری غیرقانونی است یا خیر؟ با این فرض که شخص ثالث هکر نبوده و صرفاً از طریق موتورهای جستجو یا سایت‌های دیگر به اطلاعات دست یافته است. حتی اگر «ابزارهای غیرقانونی» را موسع تفسیر کنیم باز هم نمی‌توان گفت جستجو در اینترنت غیرقانونی است. پس می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت شخصی که نمی‌دانسته اطلاعات، اسرار تجاری است مسئول نخواهد بود کما اینکه یکی از دادگاه‌ها این‌گونه رأی صادر کرد که: «ممکن است شخصی که بدواً اسرار تجاری را در اینترنت منتشر می‌کند، مسئول باشد امّا کسی که این اطلاعات را صرفاً دانلود کرده مسئول نخواهد بود زیرا مرتکب هیچ رفتار غیرقانونی نشده است».

     موانع دیگر بر سر راه حمایت از اسرار تجاری

    قانون اساسی و قانون اختراعات هرگونه اعمال محدودیت در استفاده از اطلاعات عمومی را منع می‌کند. در ادامه متمم اول و چهارم قانون اساسی امریکا و دکترین موجود در زمینه حقوق اختراعات را به اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم.

     الف) متمم اول

 خواندگان دعاوی موضوع این مقاله غالباً ادعا می‌کنند بر اساس متمم اول این حق را دارند اطلاعاتی که ادعا می‌شود اسرار تجاری است و در اینترنت قرار داده شده را افشا کنند. امّا دادگاه‌ها معمولاً از این دیدگاه استقبال نمی‌کنند زیرا در این صورت متمم اول همواره بر حقوق مالک در حمایت از اسرار تجاری غلبه خواهد کرد، حقوق اسرار تجاری عملاً متروک خواهد شد و قراردادهای محرمانگی لازم‌الاجرا نخواهند بود. به همین دلیل دیوان عالی کالیفرنیا استدلالات این‌گونه را ردّ کرده و به صراحت اظهار داشت صدور حکم مبنی بر منع افشای اسرار تجاری نقض متمم اول به حساب نمی‌آید.

  با این وجود مشکل اصلی همچنان باقی است و آن زمانی است که اسرار تجاری فاش می‌شود (دیگر اسرار تجاری مشمول حقوق مربوطه به حساب نمی‌آید)؛ در اینجا بر اساس متمم اول افشا قابل حمایت است. می‌بینیم که یک دور تسلسل ایجاد می‌شود در تعیین این‌که آیا اطلاعات ارسال شده در اینترنت همچنان اسرار تجاری هستند یا خیر؟ به نظر می‌رسد این اطلاعات مشمول متمم اول بوده و بنابراین می‌توان آزادانه از آنها استفاده کرد. به علاوه زمانی که قرارداد محرمانگی مبنی بر عدم انتشار اسرار تجاری وجود ندارد، دادگاه‌ها بر اساس متمم اول عمل می‌کنند. در پروندهٔ کمپانی «فورد» علیه «لین»، [۱۲] خوانده وب‌سایتی در زمینهٔ اخبار مربوط به فورد و محصولاتش را اداره می‌کرد. وی اسنادی محرمانه مربوط به فورد را از شخصی ناشناس به دست آورده و در ابتدا پذیرفت این اطلاعات را افشا نکند امّا نهایتاً این اسناد را که مربوط به کیفیت محصولات فورد بود در وبسایتش منتشر کرد زیرا فکر می‌کرد مردم حق دارند که بدانند، امّا نمی‌دانست که اسناد محرمانه است. فورد طرح دعوا کرده و ابتدائاً خواستار صدور دستور موقت مبنی بر منع انتشار اسناد شد با این استدلال که اسناد موضوع دعوا اسرار تجاری است. دادگاه پذیرفت که فورد می‌تواند ثابت کند که «لین» از اسرار تجاریش سوءاستفاده کرده امّا صدور دستور موقت را نپذیرفت و اظهار داشت اسرار تجاری فورد مهم‌تر از اسناد پروندهٔ «پنتاگون» یا مقالهٔ پروندهٔ «Near» نیست و از آنجا که در این دعاوی دستور موقت صادر نشده، صدور دستور موقت در این نیز بلا وجه است.

     ب) متمم چهارم [۱۳]

  محققان خصوصی بودن منافع در متمم چهارم را مشابه شرط محرمانگی در حقوق اسرار تجاری می‌دانند. زمانی‌که شخصی به حریم خصوصی دیگری تجاوز می‌کند تا اطلاعات محرمانه و مجرمانهٔ وی را به دست آورده و در اختیار پلیس یا مردم قرار دهد، در این موارد دادگاه‌ها عقیده دارند متمم چهارم نقض نمی‌شود. پس تنها حقوق اسرار تجاری نیست که راه‌های فرار از قانون را باز گذاشته است.

     ج) حقوق اختراع

     محدود ساختن استفاده از اطلاعات موجود در فضای عمومی از حوزهٔ حقوق اسرار تجاری خارج شده و تحت شمول حقوق اختراعات قرار می‌گیرد که بر اساس آن مالک می‌تواند حقوق مالکانه خود را بر اطلاعات عمومی شده نیز اعمال کند. فرض این است که ایده‌های منتشر شده میان همگان مشترک است مگر این‌که تحت عنوان اختراع به ثبت رسیده باشند. بنابراین حقوق اختراع پیش از حقوق اسرار تجاری به این موضوع (محدودیت‌های استفاده از اطلاعات موجود در فضای عمومی) پرداخته است.

     در دو پرونده‌ای که ذیلاً مورد بررسی قرار می‌دهیم مشخص می‌شود زمانی‌که سوءاستفاده کننده اختراع دیگری را که در عین حال اسرار تجاری نیز هست، سرقت کرده و بدون اطلاع مخترع یک سال قبل از آن‌که وی آن را به عنوان اختراع ثبت کند، به فروش رسانده یا مورد استفاده قرار دهد، در این صورت امکان ثبت اختراع دیگر وجود ندارد.

     در یک پرونده، [۱۴] خواهان مدعی بود بر اختراعی که خوانده فاش کرده حق تقدم دارد؛ از سوی دیگر خوانده در دفاع از خود اظهار داشت یک سال قبل از ثبت اختراع از آن استفاده کرده و بنابراین اختراع خواهان فاقد اعتبار است. خواهان در پاسخ اظهار داشت استفادهٔ مقدم شامل موردی که اختراع توسط دیگری سرقت شده، نمی‌شود. امّا دادگاه رأی داد که بر استفادهٔ عمومی مقدم هیچ استثنایی وارد نیست و در هر صورت مانع ثبت اختراع خواهد بود. دادگاه معتقد بود فلسفهٔ وضع چنین قانونی حمایت از منافع عمومی است.

     در موردی دیگر، سیستم خنک کننده «ایوانز» علیه «جنرال موتورز» به دلیل نقض اختراعش که نوعی خنک کنندهٔ موتور بود، طرح دعوا کرد. [۱۵] «جنرال موتورز» اظهار داشت از آنجایی که ماشین‌های دارای چنین اختراعی را قبل از ثبت اختراع توسط «ایوانز» می‌فروخته، بنابراین اختراع نامعتبر است؛ امّا «ایوانز» مدعی بود چون «جنرال موتورز» اختراع را سرقت کرده پس نمی‌تواند به اعتبار آن خدشه‌ای وارد کند لکن دادگاه این ادعا را نپذیرفت.

     استفاده از اصل مصونیت وکیل و موکل [۱۶]

  علی‌رغم این‌که حفاظت از اسرار تجاری که در اینترنت منتشر شده دشوار می‌نماید، لکن همچنان نقاط امیدی در حقوق وجود دارد ولو از طریق قیاس باشد. دعاوی که در آنها اطلاعات بین وکیل و موکل فاش شده شبیه مسئله مورد بررسی در این مقاله است. در این دعاوی دادگاه‌ها تمایل دارند از اطلاعات حمایت کنند به ویژه زمانی که اقدامات احتیاطی لازم صورت گرفته و افشاء غیرعمدی یا ناشی از سوء رفتار بوده است. هر چند این اصل ارتباط مستقیمی با اسرار تجاری ندارد لکن در موضوع مورد بررسی ما هم محرمانگی از بین رفته است.

     الف) در یک دعوا، [۱۷] خواهان به استناد اصل مصونیت وکیل و موکل خواستار توقیف مدارکی بود که کارمند قبلی‌اش به سرقت برده بود. دادگاه در ابتدا معتقد بود اصل مذکور در مورد اسناد مفقود یا سرقت شده اعمال نمی‌شود اما نهایتاً رأی داد اگر اقدامات احتیاطی لازم به منظور حفظ محرمانگی انجام گیرد در این صورت قابل اعمال خواهد بود. از آنجا که سرقت اسناد توسط کارمند پیشین مشابه موردی است که وکیل اطلاعات موکل را با سوءنیت افشا می‌کند، لذا اصل مذکور در این مورد نیز مجرا خواهد بود.

     ب) در پرونده‌ای دیگر، [۱۸] خواهان بدون اینکه متوجه باشد یکی از اسناد محرمانه خود را لابه‌لای اسناد دیگر به خوانده داده و متعاقباً خوانده این اسناد را در اختیار جراید قرار داده بود. خواهان به استناد اصل مصونیت خواستار صدور دستور حمایتی مقتضی در این خصوص بود. دادگاه اظهار داشت انتشار گستردهٔ اسناد به اصل مصونیت لطمه‌ای وارد نمی‌کند؛ فرق است بین موردی که محرمانگی اسناد از بین می‌رود با موردی که مصونیت آنها از دست می‌رود. بنابراین یک سند همچنان می‌تواند مصون از تعرض باقی بماند در حالی که دیگر محرمانه نیست.

     ج) در دعوایی دیگر، [۱۹] دولت امریکا خواستار دسترسی به اسنادی بود که از مصونیت برخوردار بودند؛ به این استناد که خوانده اسناد را در اختیار کارمند سابق خود قرار داده و بنابراین از مصونیت آنها چشم‌پوشی کرده است. لکن مشخص شد کارمند اجازهٔ نگهداری اسناد را نداشته و اظهارات وی کذب بوده لذا دادگاه اعراض از مصونیت را نپذیرفت.

     نگهداری مستمر از اسرار تجاری

 در غالب موارد قاعدهٔ اصلی حقوق اسرار تجاری باید اعمال شود که به موجب آن انتشار اسرار تجاری در اینترنت باعث عدم حمایت از آن می‌شود لکن این رویکرد در برخی موارد بسیار افراطی بوده و آثار سوئی در پی خواهد داشت؛ لذا بر آن شدیم تا مدل جدیدی را در برخی موارد خاص پیشنهاد کنیم. برای تعیین این موارد خاص موضوعات بسیاری را باید لحاظ کنیم شامل حقوق مالک اسرار تجاری در حفظ اطلاعات ارزشمندش در مقابل حق جامعه و رقبا در استفاده از اطلاعات موجود در فضای عمومی. رفتار منجر به افشا تغییری در موضوع ایجاد نمی‌کند. بنابراین با افشای غیرعمدی توسط مالک یا نمایندهٔ وی همانند افشای غیرقانونی یا مجرمانه توسط شخص ثالث یا کارمند سابق رفتار می‌شود.

   اولین موضوعی که باید در خصوص آن تعیین تکلیف شود این است که آیا مالک اسرار تجاری می‌تواند ثابت کند اطلاعات متنازع‌فیه قبل از افشای در اینترنت از حمایت اسرار تجاری برخوردار بوده است یا خیر؟ در صورت اثبات، مدت زمانی که اطلاعات در دسترس بوده یا توسط منابع دیگر غیر از اینترنت نیز فاش شده، مؤثر خواهد بود و در صورت عدم اثبات بررسی‌ها همین جا خاتمه یافته و مالک مستحق حمایت نخواهد بود.

  حال با فرض این‌که اطلاعات قبل از سوءاستفاده از حمایت اسرار تجاری برخوردار بوده‌اند، گام بعدی این است که مشخص شود آیا همچنان اسرار تجاری به حساب می‌آیند یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال به سه فاکتور باید توجه شود: ۱- آیا مالک در خلال افشای اسرار تجاری اقدامات لازم به منظور حفظ اطلاعات را انجام داده است یا خیر؟ ۲- آیا اطلاعات در نتیجهٔ افشا اساساً در دامنه‌های عمومی قرار داده شده یا خیر؟ ۳- حسن نیت شخص دریافت کنندهٔ اطلاعات.

زمان و اقدامات صورت گرفته

 در این فاکتور به مدت زمانی که اطلاعات در اینترنت قابل مشاهده بوده و اقداماتی که توسط مالک به منظور حذف اطلاعات صورت گرفته توجه می‌شود. حالت مطلوب این است که الف) اطلاعات برای مدت کوتاه (۲۴ تا ۴۸ ساعت) قابل مشاهده بوده ب) مالک متوجه انتشار شده و بلافاصله (ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت) اقدامات لازم به منظور حذف آنها را انجام داده است. با توجه به اهمیت اسرار تجاری در کسب و کار انتظار می‌رود رفتار مالک اسرار تجاری در چنین شرایطی مشابه رفتار پدر یا مادری باشد که فرزند خود را گم کرده است. از آنجا که وی همواره با این تهدید مواجه است که اسرارش در اینترنت فاش شود باید دائماً محیط اینترنت را در این خصوص رصد نماید.

  مالک اسرار تجاری به محض این‌که از افشای اطلاعات مطلع شد باید فوراً عکس‌العمل مقتضی را از خود نشان دهد مثلاً طرح دعوای حقوقی، درخواست صدور دستور موقت و برقراری تماس با ارائه‌دهندهٔ خدمات اینترنتی به منظور حذف اطلاعات. این اقدامات انحصاری نیست هدف آن است بین کسانی که از حقوق خود غافل بوده و اقدامات مقتضی را انجام نداده‌اند با کسانی که متوجه خطر بوده و فوراً عکس‌العمل نشان داده‌اند تمایز ایجاد شود. از همین‌جا تلویحاً می‌توان به ارزش واقعی اسرار تجاری پی برد.

     ۲- حدود افشا

    منظور از حدود افشا صرفاً این نیست که چه میزان از اسرار تجاری فاش شده است بلکه ماهیت سایت منتشرکنندهٔ اطلاعات نیز مهم است. از این حیث که مشخص شود آیا اطلاعات عمومیت یافته است یا خیر؟ در این صورت می‌توان بر این فرضیه نیز صحه گذاشت که «اگر انتشار محدود یا کوتاه مدت یا در یک منبع گمنام بوده نمی‌توان گفت اسرار تجاری برای رقبای بالقوه یا سایر اشخاصی که اطلاعات برای آنها منافع اقتصادی دارد، شناخته شده است».

    در این فاکتور سایت منتشرکنندهٔ اطلاعات مورد بررسی قرار می‌گیرد. اگر تعداد بازدید از سایت زیاد باشد، خطر بیشتری متوجه مالک بوده و باید با سرعت عمل بالاتری اقدام کند نسبت به زمانی‌که اطلاعات در یک چت روم خصوصی قرار داده می‌شود. در مورد دوم، به دلیل محدودیت تعداد اعضا امکان منع آنها نیز وجود دارد. البته اگر در همین گروه محدود یک نفر باشد که از اطلاعات سود می‌برد، دیگر به راحتی نمی‌توان استدلال کرد که اسرار تجاری عمومیت نیافته است.

     در پرونده‌های دیگر نیز که انتشار به طریقی غیر از اینترنت بوده، حدود افشا مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این موارد نیز صرف دسترسی عمومی ملاک عدم حمایت نیست.

     ۳- علم دریافت‌کننده به این‌که اطلاعات اسرار تجاری بوده است

 در این معیار به جای اقدامات مالک اسرار تجاری به دریافت کننده اطلاعات توجه می‌شود که نقش بسزایی در تعیین وقوع یا عدم وقوع سوءاستفاده دارد. پیرو فاکتور اول اگر مالک اسرار تجاری در زمان مقتضی به دریافت کننده اطلاع داده باشد که اطلاعات اسرار تجاری بوده، در این صورت اکتساب وی غیرقانونی به حساب می‌آید. به علاوه اگر مدارک مستقلاً حاکی از آن باشد که وی می‌دانسته یا اوضاع و احوال ایجاب می‌کرده که بداند، در این صورت این فاکتور به نفع مالک اسرار تجاری خواهد بود.

     حال اجزای مدل پیشنهادی را در پرونده‌های مذکور در ابتدای مقاله مورد بررسی قرار می‌دهیم.

     الف) پروندهٔ کلیسای ساینتولوژی: به نظر می‌رسد این پرونده فاقد معیارهای حداقلی مدل باشد، زیرا اطلاعات پیش از آن‌که توسط «لرما» در اینترنت منتشر شود و متعاقباً قبل از آن‌که در اختیار واشنگتن پست قرار گیرد نیز از حمایت اسرار تجاری برخوردار نبود؛ زیرا اسناد بیست و هشت ماه قبل از انتشار اینترنتی در یک دادگاه علنی ارائه شده بود. البته کلیسا می‌تواند استدلال کند که ارائه در دادگاه خارج از کنترل وی و علی‌رغم تلاش‌های صورت گرفته از جانب او بوده است. نه تنها به دادگاه پیشنهاد کرده که اسناد را مهر و موم کند بلکه علی‌رغم عدم پذیرش دادگاه، یکی از اعضای خود را مأمور کرده تا هر روز مراقبت نموده و مانع مشاهده اسناد توسط سایرین شود. حتی اگر دادگاه این استدلال را بپذیرد در فاکتور دوم با مشکل مواجه خواهیم شد زیرا پیش از آن‌که واشنگتن پست اطلاعات را به دست آورد، اسناد بیش از ده روز در یک سایت پربازدید منتشر شده بود (بیش از بیست و چهار تا چهل و هشت ساعت پیشنهادی در مدل). بنابراین رأی دادگاه که اقدامات واشنگتن پست را سوءاستفاده ندانسته بود با مدل پیشنهادی سازگار است.

     ب) در پروندهٔ ایالات متحده علیه «جنووسی» بیشتر فاکتور سوم موضوعیت پیدا می‌کند. فرض اولیه این است که کد مبدأ مایکروسافت قبل از انتشار در اینترنت اسرار تجاری بوده، کما اینکه «جنووسی» نیز بر این موضوع صحه گذاشته و اقرار کرده که شخص دیگری به این اطلاعات نفوذ کرده است.

 هیچ اطلاعاتی در اختیار نیست که بر اساس آن مشخص شود کد مبدأ قبل از آن‌که در اینترنت در اختیار «جنووسی» قرار گیرد همچنان از حمایت اسرار تجاری برخوردار بوده یا خیر؟ لذا با فرض این‌که از حمایت برخوردار بوده و با توجه به این‌که مایکروسافت نیز اقدامات لازم برای متوقف کردن انتشار را انجام داده و دامنهٔ افشا محدود بوده، بنابراین اطلاعات هم‌چنان اسرار تجاری به حساب می‌آیند.

   نهایتاً در مرحلهٔ آخر دلایل «جنووسی» را مورد بررسی قرار می‌دهیم که می‌دانسته کد مبدأ، اسرار تجاری مایکروسافت بوده و وی سوءنیت داشته است. بنابراین موجود به نفع مایکروسافت است. ضمناً این‌که «جنووسی» توانسته کدها را بفروشد، نشان از آن دارد که نسبتاً محرمانه باقی مانده است. بعید به نظر می‌رسد استناد «جنووسی» به متمم اول قابل قبول باشد زیرا وی بیشتر به عنوان یک فروشنده عمل کرده تا یک گزارش دهنده. در نتیجه و با عنایت به مراتب گفته شده این پرونده موردی است که باید قرار منع صادر شود.

     جبران خسارت

    یک دادگاه پس از آن‌که با لحاظ فاکتورهای فوق‌الذکر سوءاستفاده را احراز کرد باید قرار منع صادر کند. حدود دستور منع بستگی به اوضاع و احوال خاص هر پرونده دارد. مثلاً حذف اطلاعات از اینترنت ضروری است، می‌توان دریافت‌کننده را برای یک مدت مشخص از استفادهٔ از اطلاعات منع کرد، می‌توان خوانده یا نمایندهٔ وی را از انتشار بیشتر اطلاعات منع کرد و …

   مشکل اصلی مالک اسرار تجاری این است که نمی‌توان عموم مردم را – کسانی که طرف دعوا نیستند – از استفاده منع کرد. زیرا بر اساس قانون از اطلاعات موجود در فضای عمومی می‌توان آزادانه استفاده کرد و دادگاه این اختیار را ندارد اشخاصی را که طرف دعوا نیستند ملزم کند.

  مالک اسرار تجاری می‌تواند علیه سوءاستفاده کنندهٔ اصلی (اگر بشناسد) و معاونان وی طرح دعوا کند. در این صورت اگر اطلاعات توسط شخص دیگری منتشر شود وی نیز مسئول خواهد بود ولو این‌که سوءاستفاده کنندهٔ اصلی قبلاً به اسرار تجاری آسیب رسانده باشد و او نمی‌تواند به این استناد کند که اطلاعات دیگر اسرار تجاری به حساب نمی‌آید زیرا قانون اسرار تجاری به او اجازه نمی‌دهد از اطلاعات منافع اقتصادی کسب کند.

   با توجه به رویهٔ حال حاضر، بهتر است مالک اسرار تجاری در وهلهٔ اول تمام تلاش خود را برای محافظت از اطلاعات محرمانه انجام داده و مانع افشای آنها شود که لازمهٔ این امر آن است که تهدیدهای بالقوه را بشناسد که خطرناک‌ترین آنها اینترنت است. حال اگر با وجود تمام این مراقبت‌ها، اطلاعات فاش شد به سرعت اقدامات لازم را انجام دهد تا بتواند حمایت از آنها را خواستار شود.

[۱]  متمم اول قانون اساسی ایالات متحده آمریکا وضع هرگونه قانون در خصوص تثبیت یک دین به عنوان دین رسمی، جلوگیری از پیروی آزادانه از دین، تحدید آزادی بیان، نقض آزادی مطبوعات، مداخله در حق تجمع صلح آمیز یا منع حق شکایت به منظور جبران خسارت‌ها از سوی دولت را ممنوع می‌کند.

[۲] Uniform Trade Secret Act (UTSA)   

[۳] Restatement of Torts

[۴] Restatement of Unfair Competition

[۵]  کلیسای ساینتولوژی این عقیده را تقویت می‌نماید که انسان‌ها ارواحی فناناپذیرند که اتصال با اصل خود را گم کرده‌اند. در این راستا انسان می‌بایست با هوشیاری کامل تمامی تجربه‌های تلخ زندگی خود را مرور کرده و به یاد آورد تا از آن‌ها گذر کرده به سرچشمهٔ حیاتی خود نزدیک‌تر گردد.

[۶] Religious Technology Center v. Lerma,

[۷]  یوزنت (usenet) مجموعه‌ای از گروه‌های خبری در دنیاست که آنها را می‌توان بر روی بسیاری از سرویس دهنده‌های خبری در اینترنت پیدا کرد در این مجموعه از گروه‌های خبری افراد در موضوعات و عناوین خبری گوناگون به مبادله اطلاعات یا گفتگو با یکدیگر می‌پردازند.

[۸] DVD Copy Control Ass’n v. Bunner

[۹] United States v. Genovese

[۱۰] Economic Espionage Act

[۱۱] Generally Known

[۱۲] Ford Motor Co. v. Lane

[۱۳]  متمم چهارم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: Fourth Amendment to the United States Constitution) یکی از اصلاحیه‌های منشور حقوق ایالات متحده آمریکا است. بر طبق این سند: «حق امنیت جان، مسکن، اوراق و اسناد و مصونیت دارایی‌های مردم در برابر تفتیش و توقیف غیر موجه تضمین می‌شود و هیچ گونه حکم بازداشت اشخاص یا توقیف اموال صادر نمی‌شود، مگر …»

 

[۱۴] Lorenz v. Colgate-Palmolive-Peet Co.

[۱۵] Evans Cooling Systems, Inc. v. General Motors Corp.

[۱۶]  بر اساس این اصل (ATTORNEY-CLIENT PRIVILEGE) مکالمات بین وکیل و موکل محرمانه بوده و نمی‌توان وکیل را احضار کرد تا علیه موکل شهادت دهد.

[۱۷] In re Grand Jury Proceedings Involving Berkley & Co.

[۱۸] Smith v. Armour Pharmaceutical Co.

[۱۹] United States ex rel. Mayman v. Martin Marietta Corp.

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *