ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی
ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نرم‌ افزارهای سازمانی

نوآوری و رشد اقتصادی: عنصر کلیدی

     سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) در سال ۲۰۱۵ گزارشی با عنوان «نوآوری‌های تأثیرگذار و رشد اقتصادی» منتشر کرد که در آن ارتباط بین نوآوری، مالکیت فکری و نتایج اقتصادی مورد مطالعه قرار گرفته بود.

     در ادامه اقتصاددان برجسته «کارستن فینک» (Carsten Fink) توضیح می‌دهد چه چیزی باعث می‌شود یک نوآوری باعث پیشرفت‌های مهم شود.

منظور از نوآوری تأثیرگذار چیست؟ آیا هر نوآوری تأثیرگذار به حساب می‌آید؟

  قاعدتاً هر نوآوری‌ای جدید است امّا برخی نوآوری‌ها نسبت به بقیه مهم‌تر است چون باعث تغییرات گسترده می‌شوند. منظور از نوآوریِ تأثیرگذار آن است که بر اقتصاد و جامعه تأثیر گذاشته و مشخصاً باعث رشد اقتصادی شود. رشد موضوع جالبی است، در بیشتر سال‌ها با رشد اقتصادی مواجهیم امّا گاهی بحران اقتصادی نیز اتفاق می‌افتد. امّا بررسی موشکافانهٔ اطلاعات مربوط به رشد اقتصادی در چند قرن اخیر  نشان می‌دهد اغلب مردم در بیشتر کشورها رشد یکنواخت یا در بهترین حالت تدریجی‌ای را تجربه می‌کنند. تنها در قرن هجدهم و با وقوع انقلاب صنعتی بود که اقتصادهای پیشرفته رشد اقتصادی بیش از یک درصد را در هر سال تجربه کردند که بعد از جنگ جهانی دوم تا دو درصد نیز افزایش یافت.

آیا دلیل این رشد اقتصادی غیرعادی، نوآوری‌های تأثیرگذار بود؟

     قطعاً نوآوری‌ها در این خصوص نقش مهمی را ایفا کردند. مثلاً با پیشرفت صنعت کشاورزی بازدهی نیروی کار افزایش یافت. توسعهٔ حمل و نقل ریلی زنجیرهٔ تأمین را متحول کرد، بازارهای جدیدی را به روی کشورها گشود و تقاضا را افزایش داد و سایر تغییر و تحولاتی که در آن بازهٔ زمانی رخ داد.

     از نظر اقتصادی رابطهٔ بین نوآوری و رشد پیچیده و چندوجهی است. این رابطه دوطرفه است؛ بدین معنا که نوآوری باعث رشد می‌شود و متقابلاً لازمهٔ نوآوری رشد اقتصادی است تا بتوان سرمایه‌گذاری‌های لازم را انجام داد. گزارش سازمان جهانی مالکیت فکری برخی از این پیچیدگی‌ها را مورد بررسی قرار داده، سپس به نقش مالکیت فکری در افزایش نوآوری پرداخته است.

موضوع دشواری به نظر می‌رسد. این مطالعه چگونه صورت گرفت؟

   همان‌طور که می‌دانید در این قسم تحقیقات به دنبال یافتن جواب مشخصی نیستیم. موضوعات بسیار عمیق، گسترده و متنوع است. بهترین کاری که می‌توان کرد این است که سؤالات، مفاهیم، ایده‌ها دسته‌بندی شود. ما نیز با این هدف تصمیم گرفتیم به مطالعهٔ موردی نوآوری‌ها بپردازیم. اگرچه مطالعات موردی قابل تعمیم نیست امّا می‌توان جزئیات را مورد کاوش قرار داد. سه نوآوری را برای مطالعه انتخاب کردیم؛ نوآوری‌هایی که در خصوص تأثیرگذار بودن آنها در گذشته اتفاق‌نظر وجود دارد: صنعت هوانوردی، آنتی‌بیوتیک‌ها و اجسام نیمه‌رسانا. به علاوهٔ سه تکنولوژی در حال پیشرفت که پتانسیل تأثیرگذاری را دارند: چاپ سه‌بعدی، نانوتکنولوژی و ربات‌ها. تأثیر هر یک از این موارد بر رشد اقتصادی و نقش مالکیت فکری مورد بررسی قرار گرفت.

نتیجهٔ حاصل از این مطالعات چه بود؟

  ما متوجه شدیم تشابه قابل توجهی بین موارد مورد بررسی وجود دارد. اول این‌که بسیاری از نوآوری‌های تأثیرگذار با سرمایه‌گذاری دولت انجام گرفته است. تحقیقات انجام شده در صنعت هوانوردی، آنتی‌بیوتیک‌ها و اجسام نیمه‌رسانا همگی با سرمایهٔ دولت‌ها بوده است. در حال حاضر نیز دولت‌ها نقش بسزایی در تحقیقات مربوط به چاپ سه‌بعدی، نانوتکنولوژی و ربات‌ها دارند. دوم این‌که درصد قابل توجهی از اختراعات از جمله چاپ سه‌بعدی، نانوتکنولوژی و ربات‌ها مربوط به دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی است.

آیا در خصوص مالکیت فکری نیز به نتایجی دست یافتید؟

  در مجموع ما به این نتیجه رسیدیم که مالکیت فکری از نوآوری‌ها حمایت می‌کند. بعلاوه تبادل اطلاعات تأثیر بسزایی در افزایش نوآوری‌ها دارد. مثلاً چاپ سه‌بعدی یا ربات‌ها تبادل اطلاعات گاهی مجانی صورت می‌گیرد. برعکس، در حوزهٔ اجسام نیمه رسانا بر حقوق مالکانه تأکید می‌شود و انتقال حقوق از طریق قرارداد لیسانس صورت می‌گیرد. مالکیت فکری سازوکارهایی را فراهم می‌کند تا مخترعان بتوانند در خصوص این‌که آیا تکنولوژی منتقل شود یا خیر، به چه کسی و تحت چه شرایطی منتقل شود، تصمیم بگیرند.

با توجه به تشابهات موجود بین نوآوری‌های گذشته و حال آیا می‌توان گفت سه نوآوری‌ای که به آن اشاره کردید، باعث رشد اقتصادی خواهند شد؟

 از لحاظ منطقی پاسخ این سؤال مثبت است. فقر جهانی نسبت به چند قرن گذشته کاهش یافته و شاید دلیل رشد سریع چین و هند نیز همین باشد. البته هنوز بسیاری از کشورها از لحاظ اقتصادی توسعه نیافته‌اند و مردمانشان در فقر و فلاکت به سر می‌برند. با این وجود نوآوری‌های مورد بررسی پتانسیل ایجاد رشد اقتصادی را دارند.

     باید این نکته را متذکر شد رشد ایجاد شده در جنگ جهانی دوم غیرعادی، استثنایی و خلاف قاعده بود. پس از آن رشد اقتصادی به طور مستمر کاهش یافت تا جایی که منجر به بحران مالی سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ شد به همین دلیل اقتصاددانان معتقدند امروزه عدم رشد یا رشد ناچیز نرمال است.

    نتیجهٔ نهایی اینکه حتی با وجود سرمایه‌گذاری در حوزهٔ نوآوری نمی‌توان مطمئن بود که به رشد اقتصادی پنجاه سال گذشته دست می‌یابیم امّا اگر دولت‌ها و کسب‌وکارها سرمایه‌گذاری را متوقف کنند قطعاً آن روزها دیگر تکرار نخواهد شد.



منبع:

http://www.wipo.int/wipo_magazine/en/2015/06/article_0004.html

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *