دعوای نقض حق اختراع شرکت TECSEC علیه IBM و چهار شرکت دیگر؛ قاعده استاپل

 

پیشینه موضوع:

در سال ۲۰۱۱ شرکت تک­سک(TECSEC) به اتهام نقض ورقه اختراع خود علیه شرکت آی­بی­ام(IBM) و چهار شرکت دیگر در دادگاه بخش ایالات ویرجینیا اقامه دعوا نمود. اختراع شرکت تک­سک مربوط به روش­ها و سیستم­هایی برای حفاظت از داده­های رایانه­ای بود. این روش امکان اعمال سطوح مختلف امنیتی را برای محدود کردن دسترسی به برخی داده­های موجود در رایانه فراهم می­کند. مطابق ادعانامه شماره ۸ ورقه اختراع شماره ۷۰۲، اختراع شرکت تک­سک سیستمی است برای تامین امنیت داده­های یک شبکه به صورت چند سطحی و چند رسانه­ای. در آغاز بررسی پرونده، دادگاه بخش ادعاهای خواهان علیه شرکت آی­بی­ام را از ادعاها علیه سایر خواندگان تفکیک نمود. طی یک رسیدگی اختصاری بر اساس شواهد قانونی، دادگاه بخش حکم به برائت آی­بی­ام داد با این استدلال که خواهان هیچ مدرکی دال بر اینکه آی­بی­ام روش­های مورد ادعا را در محصولات خود مورد استفاده قرار داده، فروخته یا در محدوده ایالات متحده آمریکا در معرض فروش قرار داده، ارائه نکرده­است.  شرکت آی­بی­ام تولیدکننده نرم­افزار است در حالیکه ادعاهای اختراع خواهان مستلزم استفاده از نرم­افزار و سخت­افزار به طور همزمان است در نتیجه دادگاه بخش برمبنای شواهد و بدون ورود به ماهیت و با تفسیر ادعاهای موجود در ورقه اختراع نتیجه گرفت که نرم­افزار شرکت آی­بی­ام ناقض حقوق مورد ادعای خواهان نیست. شرکت تک­سک از حکم دادگاه بخش در خصوص تفسیر ادعاها و هم­چنین رای به عدم نقض مستقیم و غیر مستقیم، تقاضای تجدیدنظرخواهی نمود اما رای در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شد. پس از ابرام رای به نفع آی­بی­ام در دادگاه تجدیدنظر، پرونده برای بررسی درخصوص سایر خواندگان به دادگاه بخش اعاده شد که این دادگاه نسبت به ۴خوانده دیگر نیز  به عدم نقض رای داد. شرکت تک­سک از این رای در دادگاه فدرال تجدیدنظرخواهی نمود که شرح آن در ذیل ارائه می­شود.

سیر قضایی پرونده:

در دادگاه تجدیدنظر دوم شرکت تک­سک به عنوان تجدیدنظرخواه  موضوع تفسیر ادعاهای ورقه اختراع را مجددا مطرح کرد. در پاسخ، تجدیدنظرخواندگان به « قاعده تعهد» و « قاعده استاپل» استناد کردند. این دو قاعده از مشتقات دکترین « قانون حاکم بر دعوا » هستند. طبق قواعد و مقررات این دکترین دادگاه تالی که به یک پرونده رسیدگی می­نماید، نمی­تواند از تصمیماتی که قبلا توسط آن دادگاه یا دادگاه عالی در مراحل قبلی اتخاذ شده عدول نماید. خواندگان اظهار داشتند که تک­سک نمی­تواند تفسیر ارائه شده از ادعا توسط دادگاه بخش را که در رای آی­بی­ام بدان اشاره شده ، مجددا به چالش بکشد.

طبق قاعده تعهد، دادگاه تالی ملزم است به احکام صادره از دادگاه عالی پایبند بوده و نمی­تواند در خصوص موضوعاتی که صراحتا یا ضمنا در دادگاه عالی در مورد آن­ها تصمیم­گیری شده مجددا بررسی و اظهار نظر نماید. خواندگان اظهار داشتند که به سه دلیل قاعده تعهد در خصوص پرونده آن­ها قابل اعمال است: نخست آنکه تفسیر صورت گرفته از ادعاها توسط دادگاه بخش که تک­سک بدان معترض است، در محدوده رای پیشین این دادگاه به نفع آی­بی­ام مطرح شده­است. دوم آنکه این رای در تجدیدنظرخواهی علیه آی­بی­ام مورد تایید قرار گرفته­است و سوم آنکه در تصمیم دادگاه تجدید نظر هیچ موضوعی برای بررسی بیشتر باقی نماند. دادگاه استدلال خواندگان را نپذیرفت چراکه دادگاه تجدیدنظر در در مورد آی­بی­ام دلایل خود را در رای بیان نکرده بود. در نتیجه تفسیر مورد مناقشه از ادعا به صورت صریح یا ضمنی در دادگاه تجدیدنظر شرکت آی­بی­ام مورد تایید قرار نگرفته­است.

دفاع دیگر خواندگان استناد به قاعده استاپل بود. این قاعده بدین معناست که زمانیکه دادگاه درخصوص موضوعی موثر در رای نهایی تصمیمی گرفته و به نتیجه می­رسد، طرح مجدد آن موضوع در رسیدگی­های بعدی به پرونده مجاز نیست. یعنی حتی اگر اصل دعوی یا ادعاهای مطروحه در دادگاه عالی یا هم­عرض دادگاه نخستین مجددا قابل طرح باشد در واقع نسبت به آن موضوع خاص نوعی اعتبار امر مختومه به وجود می­آید. خواندگان بر این عقیده بودند که از آنجا که تفسیر دادگاه بدوی از ادعاهای ورقه اختراع امری لازم و موثر جهت صدور رای به نفع آی­بی­ام بوده، طبق قاعده استاپل، درخصوص ساختار ادعاها و تفسیر آن­ها نمی‌توان مجددا طرح دعوا نمود اما این دفاع نیز مورد پذیرش قرار نگرفت چراکه دادگاه تجدید نظر معتقد بود تفسیر ادعاها برای تقویت موضع آی­بی­ام ضروری نبوده و در صدور حکم به نفع این شرکت تاثیر اساسی و مستقیم نداشته­است در حالیکه پیش شرط استناد به قاعده استاپل آن است که ثابت شود موضوع مورد مناقشه در رسیدگی پیشین به صورت کامل مورد بررسی واقع شده و جزئی ضروری و مهم در تصمیم­گیری نهایی بوده­است. در نتیجه هرگاه دادگاه در رسیدگی پیشین پرونده، دو موضوع را بررسی کرده باشد، هریک از این دو موضوع ممکن است مستقلا بر روی حکم نهایی تاثیرگذار باشد، بنابراین هیچ­یک به تنهایی برای صدور رای نهایی ضروری محسوب نمی­شود. به عقیده دادگاه تجدیدنظر اولا تفسیر دادگاه بخش از ادعاها برای برائت آی­بی­ام امری ضروری نبوده و ثانیا دادگاه عالی در آن پرونده هرگز تفسیر دادگاه تالی از ادعاها را صراحتا یا ضمنا تایید نکرده­بود.

پس از اینکه دادگاه فدرال پذیرفت که موضوع “ادعاها” قابلیت رسیدگی مجدد دارد برای تعیین قلمرو ادعاها و معنای دقیق آن­ها، عبارات ادعاها را مورد بررسی قرار داد. اختراع شرکت تک­سک شامل یک سیستم امنیتی چند رسانه­ایِ چند سطحی بود. و تجدید نظر تک­سک به تفسیر دادگاه بخش از عبارت «چند رسانه­ایِ چند سطحی» مربوط بود. دادگاه بخش ایالت ویرجینیا عبارت «‌امنیت چند سطحی یا چند لایه» را این‌طور تفسیر کرده بود: عموما امنیت چند لایه می­تواند شامل « دو مرحله رمزگذاری اطلاعات» یا « یک مرحله رمز­گذاری اطلاعات که با یک روش تامین امنیت دیگر مانند کنترل دسترسی همراه شده» باشد زیرا رمز­گذاری اطلاعات تنها یکی از روش­های تامین امنیت اطلاعات است. در اینجا به نظر می­رسد معنای اول مدنظر بوده زیرا شرکت تک­سک در جریان رسیدگی قبلی و در راستای سوال کارشناسان برای تبیین و شفاف­سازی این عبارت، تفسیر مضیقی ارائه داده و بارها در مورد روش ادعایی اظهار کرده بودند که این سیستم یک موضوع یا داده را رمزگذاری کرده و سپس آن را به سایر داده­های رمزنگاری شده منضم کرده یا جایگزین می­کند. بنابراین دادگاه نتیجه گرفته بود که امنیت چند لایه اختراع تک­سک لزوما نیازمند دو مرحله رمزنگاری­ است. دادگاه تجدیدنظر با این بخش از تفسیر موافق بود و آن را تایید نمود.

در مورد عبارت «چند رسانه­ای» دادگاه بخش بر این باور بود که این عبارت محدود به حفاظت از اطلاعات چند رسانه­ای است یعنی ترکیبی از صدا، تصاویر متحرک، گرافیک  و متن است اما برخلاف این نظر دادگاه تجدید نظر معتقد بود که عبارت چند رسانه­ای بیانگر این است که سیستم شرکت تک­سک با استفاده از واسطه­های مختلف عمل می­کند و منظور این نیست این سیستم تنها برای رمزگذاری موضوعات و اطلاعات چندرسانه­ای طراحی شده باشد و هدف مخترع این نبوده که اشکال دیگر داده­ها و اطلاعات را از شمول این تعریف مستثنی کند. به عبارت دیگر هدف رمزگذاری و تامین امنیت داده­های موجود به اشکال مختلف است.

نتیجه­گیری:

دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی­های فوق و تفسیر مجدد ادعانامه­ها، بخشی از تفسیر دادگاه بخش را پذیرفت و با رد بخش­هایی از تفسیر، پرونده را برای رسیدگی مجدد بر مبنای تفسیر جدید به دادگاه بخش بازگرداند. این رای دادگاه تجدید نظر مورد انتقاداتی واقع شد. قاضی رینا یکی از قضات دادگاه فدرال ضمن مخالفت با تصمیم دادگاه تجدیدنظر اظهار داشت که تفسیر مجدد ادعاها به شرکت تک­سک فرصتی دوباره برای طرح ادعاهایش داد و این موضوع اعتبار رسیدگی اختصاری پیشین و رای صادره را مخدوش کرده­است. به عقیده قاضی رینا گام اول برای اظهارنظر درخصوص وقوع یا عدم وقوع نقض اختراع تفسیر دقیق ادعانامه­های اختراع است بنابراین این تفسیر جزئی لاینفک و ضروری از تصمیم­گیری نهایی است. بنابراین به نظر می­رسد دادگاه تجدیدنظر در تحلیل جایگاه تفسیر ادعاها در مورد رایی که به نفع شرکت آی­بی­ام صادر شد، به خطا رفته­است.

 

منبع:

۱)      (TecSec, Inc. v. Int’l Business Machines Corp., et al., No. 2012-1415, 2013 WL 5452049 (Fed. Cir. 2013 .

۲)      http://legal-dictionary.thefreedictionary.com/Collateral+Estoppel

۳)      http://www.duhaime.org/LegalDictionary/M/MandateRule.aspx

 

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *